
نگاهی به نمایش «کولاژ» به کارگردانی امیرحسین رحیمی
تعداد بازدید : 25
کولاژ تجربهها
نویسنده : کامران سعادت کارگردان تئاتر

دیدن نمایشی که شنیده میشود به صورت کارگاهی به سرانجام رسیده، خود به تنهایی انگیزههای زیادی ایجاد میکند که به تماشای کار تیمی جوان بنشینیم. دقایقی کولاژگونه که جذابیتهای زیادی داشت و در یک عصر مردادی ایجاد شد. برای من که این روزها به دست آوردن تجربیاتی در نویسندگی و کارگردانی مهم شده و عطش تجربه کردنهای متفاوت در تئاتر بسیار جذاب است، این حضور به یادماندنی بود.
گذر از دنیایی کمدی
واژه کولاژ (collage) از نظر ریشه شناسی از کلمه فرانسوی (coller) به معنی چسباندن گرفته شده و ترکیبی است از چسباندن تکههای چوب، کاغذ، پارچه و دیگر مواد غیر همجنس برای بیانی تازه و خاص. پیکاسو برای اولین بار این تکنیک را در نقاشی خود -طبیعت بی جان با حصیر صندلی - در سال 1912 با چسباندن تکهای از پارچه برزنتی بر تابلوی خود به کار گرفت. استفاده از واژه کولاژ در نمایشی به همین نام به کارگردانی «امیرحسین رحیمی» نیز به دلیل چسباندن نمایش نامههای کوتاهی از چند نمایش نامه نویس متفاوت به کار گرفته شده است: ترکیبی از نمایشنامههای «بله و نه»، «مدرسه» و «گفت گوی شبانه با یک انسان فرومایه».
ترکیبی از 3 نمایش
نمایش نامه «بله و نه» نوشته گراهام گرین رمان نویس، منتقد و نمایش نامه نویس انگلیسی است که گفت و گوی نمایش نامه بین بازیگری جوان و تازه کار است و کارگردان تئاتری که میخواهد فرصتی طلایی به این جوان داده باشد. از ابتدای نمایش نامه این دو شخصیت در حال تمرین تنها دو واژه هستند که همان واژههای نام نمایش نامه است. تاکید کارگردان بر این است که این واژهها ساده نبوده و مفاهیم عمیق و گسترده را پشت خود پنهان کردهاند و شاکی است از این که بازیگر جوان کل اثر را مطالعه نکرده است. بازیگر جوان هم متوجه میشود که بازی در این نمایش به این سادگی نبوده و در پس اجرای این نمایش مجبور به انجام اعمال بیشتری خواهد بود. درست همان گونه که در پس دیالوگهای نمایش نامه، معانی گسترده تری پنهان است. نمایش نامه «مدرسه» نوشته دیوید ممت نمایش نامه نویس شناخته شده آمریکایی است که دیالوگنویسی بیش از همه چیز در نمایش نامههایش خاص است. دیالوگها بین شخصیتهای A و B و موضوع صحبت آنها اعلانهایی است که دانش آموزان بر دیوارهای مدرسه چسباندهاند. اساس دیالوگها تحلیل دانایی است بر رفتارهای انسان و تاثیری که دانایی بر اعمال ما دارد، اما در بیان و دیالوگهایی خاص دیوید ممت. نمایش نامه «گفت وگوی شبانه با یک انسان فرومایه» نوشته فردریش دورنمات نمایش نامه نویس سوئیسی است. دورنمات معتقد بود: این دنیای آشفته بیشتر جای کمدی است تا تراژدی. نمایش نامه نیز شاید کمدی است در نقد جامعهای که در حال خوردن فرزندان خود است، فرزندانی که خود را وقف او کردهاند. گفت وگوی نمایش نامه بین یک قاتل اجیر شده و یک نویسنده است که بهنظر میرسد آخرین درس زندگی خود را باید از قاتل خود بگیرد. نویسنده به درخواست قاتل خود سرش را از پنجره بیرون کرده و فریاد کمک سر میدهد اما هیچ کس حاضر به شنیدن و کمک به او نیست.
موفق در انتخاب، ضعف در تبدیل متن به اجرا
*کولاژ این سه نمایش نامه از سه نویسنده متفاوت با انگیزهها و باورهای متفاوت به نظر میرسد در مفهوم دانایی مشترک باشد. «دانایی» در نمایش نامهای منجر به انتخاب بودن یا نبودن میشود، در نمایش نامهای دیگر منجر به درک درست از رفتار اشتباه و در نمایش نامه سوم باعث درک جامعه پیرامون ما. کولاژ هراندازه که در انتخاب نمایش نامهها موفق است، اما در دگردیسی از مرحله متن به اجرا به ایناندازه موفق نیست و از مفاهیم خاص و پیچیده این کولاژ در مرحله اجرا به سادگی گذر شده است. درست همان گونه که از دکور به عنوان ابزاری برای انتقال فضا گذر شده، که البته این کار با توجه به فضاهای مختلف نمایش نامهها منطقی به نظر میرسد. آن «دانایی» که باید از طریق هر کدام از بخشهای یک اجرا ایجاد شود در حداقلترین شکل ممکن شکل گرفته است، به گونهای که در جاهایی، اجرا تنها تبدیل به یک نطق کوبنده از یک سخنران سردرگم میشود. اجرای نمایش کولاژ به نظر میرسد تکلیفش را با بخشی از وظیفه خود که جذابیت است مشخص نکرده و شاید بهتر آن بود که کارگردان با وام گرفتن از اعتقاد دورنمات که «این دنیا بیشتر جایی برای کمدی است!» انسانهای این نمایش نامهها را از انسانهای تلخ به کاریکاتورهایی قابل ترحم تبدیل میکرد.
بازی ساده و منطقی دو بازیگر
جدی بودن شخصیت واقعی امیرحسین رحیمی نیز قطعا باعث شده در جاهایی از اجرا که قصد طنازی دارد آن چه میخواهد شکل نگیرد. اما در مقابل هر لحظه که شخصیتهای این نمایش از شوخ طبعی دور میشوند تبدیل به شخصیتهایی به شدت قابل باور و صحیح میشوند. هر دو بازیگر این اجرا که امیرحسین رحیمی و مهرداد اسماعیلی هستند به درستی بازی ساده و منطقی دارند. در جایگاهی که اسماعیلی به عنوان بازیگر جوان تنها وظیفه گفتن دو واژه بله و نه را دارد به سادگی تنها وظیفه خود را انجام داده و از افتادن در دام بازی خودنمایانه دور است. اجرای کولاژ به درستی یک اجرای تجربی از یک کارگردان و یک تیم جوان و قابل احترام است که نیاز به دیده شدن و گفت وگوهای بیشتری دارد. نمایشی که این روزها در سالن شماره 2 پردیس تئاتر مستقل به روی صحنه میرود.