
رزمندگان خراسانی دفاع مقدس روایت می کنند
تعداد بازدید : 64
خاطرات خط مقدم در کربلای4 و 5
غفوریان - شاید پس از سال های دفاع مقدس، هیچ گاه به اندازه این روزها عملیات های کربلای 4 و 5 که جمهوری اسلامی شرایط خاصی را در آن تجربه می کرد، نقل محافل رسانه ای نشده است.حالا به هدف خیر یا هر هدف دیگری که این مباحث و موضوعات مطرح می شود، باید آن را فرصت مغتنمی دانست که خاطرات و حرف های در سینه مانده کهنه سربازان و رزمندگان آن عملیات ها را بیشتر شنید و در تاریخ ثبت کرد. به همین بهانه، به جمع تعدادی از رزمندگان عملیات های کربلای 4 و 5 در جامعةالحسین(ع) رزمندگان مشهد دعوت شدیم تا خاطرات آن ها را بشنویم و با مخاطبان مان در میان بگذاریم.ناگفته نماند که چندی است، گروهی از رزمندگان خراسانی سال های دفاع مقدس، بر آن شده اند با راه اندازی نهضت خاطره گویی دفاع مقدس، این حرف های در سینه مانده را بیرون بکشند تا بتوان آن را برای همیشه تاریخ ثبت و ضبط کرد.این بار، مهمان تعدادی از رزمندگان واحد اطلاعات عملیات لشکر 5نصر هستیم تا با آن ها به سال های حماسه سفر کنیم. جواد داداشی، محسن میرزایی، خلعتی و آقامصطفی صداقت که معمولا در هماهنگی های این گونه، یار و همراه ماست، در این نشست حضور دارند.نقش و عده نیروهای خراسان در کربلای 4 و 5، ماوقع فاصله 15 روزه عملیات کربلای 4 و5 و مرور خاطرات از دوستان شهید، موضوعاتی است که در این نشست مرور شد.
خراسان در کربلای 4 و5
جواد داداشی که در کربلای 4 معاون مسئول محور بوده است، در این باره می گوید: در عملیات کربلای 4 و5، تیپ 21 امام رضا(ع)، لشکر 5نصر، تیپ ویژه شهدا، لشکر 77 خراسان، 61محرم و واحدهای تابعه و تخصصی این مجموعه ها، که شامل چندین هزار نیرو از خراسان بودند حضور داشتند. در واقع، همه این رزمندگان از دیار امام هشتم(ع) و از آستان مقدس این امام رئوف اذن شهادت می گرفتند و در جبهه حضور می یافتند.به طور قطع، جایگاه نیروهای خراسان در دفاع مقدس ویژه و مثال زدنی است. در جنگ همواره این گونه بود که مأموریت ها و موقعیت های حساس و سخت به آن ها سپرده می شد. عملیات های کربلای 4 و5، والفجر8 و مجموعه عملیات هایی که موقعیت نظامی و استراتژیک حساسی داشت، عمدتا به نیروهای خراسان واگذار می شد.منطقه عملیاتی لشکر 5نصر در کربلای 4، منطقه مقابل جزیره بوارین تا نهایت این جزیره بود که در سمت چپ ما نیروهای تیپ 21 امام رضا(ع) بودند و سمت راست مان کسی نبود. ناگفته نماند که منطقه عملیاتی نیروها و یگان های خراسان، منطقه وسیعی بود که تحت اشراف و حوزه عملیاتی این نیروها بود.
3محور لشکر 5نصر در کربلای 4
محسن میرزایی، نیروی بسیجی و غواص در کربلای 4 که در همین عملیات به اسارت گرفته می شود، می گوید: لشکر 5نصر در کربلای 4 دارای سه محور بود؛ محور آقای فرهادی، محور آقای گریوانی و محور آقای ثقفی. ما در حوالی نهر خین بودیم که به دلیل حساسیت و موقعیت نظامی خاص آن به نیروهای خراسان سپرده شده بود.
موقعیت منطقه
منطقه عملیاتی شلمچه که در جنوب شرقی شهر مهم بصره قرار گرفته و تقریباً نزدیک ترین محور وصولی به این شهر به شمار میآید، به مناطق و محورهای زیر محدود است: از شمال به آب گرفتگی جنوب زید، از شرق به دژ مرزی ایران و عراق، از جنوب به رودخانه اروند و اروند صغیر، از غرب به کانال زوجی و شهرهای تنومه و الحارثه. این منطقه از تعداد زیادی نهر، کانال، خاکریز، جاده و ... تشکیل شده بود که همه آن ها در بخش شمالی اروند قرار داشتند. آبگرفتگی به وسعت 75کیلومتر مربع بیآن که از عمق آن مطلع باشند، یکی دیگر از موانع پیشروی رزمندگان اسلام بود. استفاده از کانالهای فرعی برای عبور دشمن و ارتباط با سنگرهای پیاده و تانک نیز موجب سختی کار میشد.کانال زوجی، پنج ضلعی، میدانهای متعدد مین و سیم خاردار و خورشیدیها نیز تکمیلکننده موانع طبیعی و مصنوعی دشمن بودند. انواع مختلف موانع بلوکی و سیمانی به همراه سنگرهای مستحکم کار را بسیار پیچیده میکرد. خاکریزهای هلالیشکل (نونیشکل) به ارتفاع هفت متر و قطر 300متر و عرض سه متر از دیگر ابتکارات دستساز دشمن بعثی با کمک غربیها بود.کارشناسان کشورهای غربی از جمله آمریکا، شوروی، آلمان، انگلیس و فرانسه که وارد منطقه شده بودند مدعی شدند که 80 تا 90 درصد منطقه شلمچه مسلح به انواع موانع است و اگر ایرانیها از این موانع عبور کنند دیگر هیچ مانعی در دنیا جلودار آن ها نخواهد بود.
ارزش سیاسی نظامی منطقه
ارزش سیاسی نظامی منطقه، استقرار یگانهای خودی در منطقه و نقش آن در غافلگیری دشمن، تناسب منطقه با توان موجود، انطباق ویژگیهای منطقه شلمچه با شعار «عملیات سرنوشتساز» در سال سرنوشت، قابل پدافند بودن منطقه به دلیل وجود عوارض مناسب، امکان اجرای آتش مناسب و موفقیت نیروهای عملکننده در محور شلمچه(5ضلعی) در عملیات کربلای4 از جمله عواملی بود که علت انتخاب عملیات را به خوبی آشکار میسازد.
فاصله 15روز تا کربلای 5 چگونه گذشت؟
پس از اتفاقات کربلای 4 که ما در آن به توفیق خاصی دست نمی یابیم، دقیقا 15 روز بعد عملیات بزرگ و موفقیت آمیز کربلای 5 انجام می شود که ضربه مهلکی به نیروهای بعث وارد می شود.سوال من از رزمندگان این عملیات این است که، فضای حاکم بر نیروها در این 15 روز چگونه بود؟ و این دو هفته بر آن ها چگونه گذشته است و این که رزمندگان چه زمانی از قصد عملیات کربلای 5 مطلع شدند؟
کربلای 4 عملیات فریب نبود
جواد داداشی: واقعا این گونه نبود که کربلای 4، «عملیات فریب» باشد، بلکه این عملیات، عملیات اصلی بود و با اتفاقاتی که رخ داد نقش یک عملیات فریب را ایفا کرد. این گونه نبود که تمام قوای ما در کربلای 4 از بین رفته باشند.
بزرگ نمایی رسانه های غربی
اما یک نکته مهم در این میان وجود دارد که توفیق نیافتن ما در این عملیات، از نظر رسانه ای و روانی توسط رسانه های غرب و دشمن بسیار بزرگ تر از واقعیت هایی که وجود داشت جلوه داده شد. آن ها در رسانه های شان اعلام کردند که خودروی جنگی ایران در کربلای 4 از بین رفت، در صورتی که این گونه نبود. برای نمونه در میان نیروهای خودمان یا چند واحد، حدود 120نفر می شدیم، در مسیر برگشت پس از کمین 10 یا 12نفر به شهادت رسیدند یا اسیر شدند.در این فاصله 15 روز، در اطلاعات عملیات چون مشغول انجام وظایف محوله برای شناسایی و گشت بودیم، تا حدودی می توانستیم حدس بزنیم که عملیاتی در پیش است.ما در کربلای 4 با تمام قوا آمدیم و از این لحاظ نمی توان گفت که این عملیات به منظور فریب بوده است، چرا که در عملیات های فریب معمولا طراحان از حجم وسیع و قدرت کامل استفاده نمی کنند. ما با تمام قوا وارد عملیات شده بودیم که عمدتا غواص ها در آن وارد عمل شده بودند و در برخی یگان ها تعداد شهدا و اسرا کم و در بعضی مناطق دیگر، تعداد شهدا و اسرا زیاد بود.
مثل یک تیم فوتبال
داداشی می گوید: در این 15 روز، از نظر روحی و روانی شبیه یک تیم فوتبال بودیم که در نیمه اول دو گل خورده است اما در بین دو نیمه، تمام همت و انگیزه و اراده اش را به کار می گیرد تا در نیمه دوم نتیجه بگیرد و بازی را به نفع خود تمام کند. واقعا رزمندگان ما در کربلای 5 همین گونه بودند و با دنیایی از انگیزه وارد میدان شدند که توانستند دنیا را مبهوت کنند.در واقع عراق پس از کربلای 4، نیروهای اصلی اش را از خطوط خارج کرد و به مرخصی فرستاد. کربلای 5 که آغاز شد، اهداف کربلای 4 را مد نظر قرار داد. چون ما نقاطی را هدف اصابت و نفوذ نیروها قرار دادیم که عراقی ها پس از توفیق در کربلای 4 خالی کرده بودند. مثلا ما در جزیره بوارین جنگ تمام عیاری نداشتیم، چون وقتی نقاط جلویی این منطقه را هدف قرار دادیم، توانستیم بر کل منطقه بوارین مسلط شویم و عراقی ها آن را خالی کرده بودند.
حدود 200اسیر
محسن میرزایی: پس از کربلای 4، از نظر عملیات روانی علیه نیروهای ایران، به ویژه برای تعداد مجروحان ما هجمه زیادی به راه افتاد. تعداد تمام اسرای ما در کربلای 4 ، 5 و 6 در اردوگاه هایی که بودیم به هزار نفر نمی رسید و تا جایی که مطلع هستم تعداد اسرای کربلای 4 حدود 200نفر بود اما هجمه های تبلیغاتی و عملیات روانی در رسانه های جهان آن قدر زیاد بود که عراقی ها واقعا باورشان شد ماشین جنگی جمهوری اسلامی خاموش شده است.
عراقی ها باورشان شد
جواد داداشی: این اتفاقات و دروغ هایی که درباره توان نظامی ما به راه افتاد، باعث شد عراقی ها به خواب زمستانی بروند و به نوعی دروغ خودشان را باور کردند.
صدام به مکه رفت
محسن میرزایی: تأخیر افتادن در عملیات ما موجب شده بود در حدفاصل عملیات والفجر 8 و کربلای 4، عراقیها خود را تجهیز و نیروهای شان را تقویت کنند. تبلیغات گستردهای بعد از عملیات کربلای 4 علیه ایران صورت گرفت و حتی گفته میشود صدام حسین به حج رفت و در حالی که کلت خود را هم برکمر بسته بود میگفت:« به شکرانه شکست ایران آمدهام طواف کنم.»
نتایج عملیات کربلای 5
رزمندگان با درهم شکستن مستحکمترین خطوط دفاعی دشمن و انهدام قوای آنان موقعیت برتر سیاسی نظامی ایران را که با فتح فاو حاصل شده بود در عملیات کربلای 5 تثبیت و زمینه خاتمه جنگ را از موضع برتری ایران فراهم کردند. بعد از موفقیت بزرگ ایران و با توجه به این که بصره در موقعیت و تیررس ایرانیها قرار داشت، تلاش بینالمللی برای پایان دادن به جنگ آغاز و به این ترتیب قطعنامه 598 از سوی سازمان ملل متحد صادر شد.
روزنامه زوددویچه سایتونگ نوشت :« شکی نیست که ایران در عملیات اخیر خود با عنوان کربلای5 مناطقی را در غرب شطالعرب(اروندرود) به تصرف خود درآورد و عراق هم مجدد به تلافی عملیات نظامی ایران، حمله به شهرها را شروع کرده و قصد دارد مردم غیرنظامی را با بمباران و پرتاب موشک بترساند. عملیات ایران نشاندهنده و ثابتکننده آن است که با هر وجب پیشروی ایران موضع سیاسی صدام در بغداد ضعیفتر میشود و ایران در موضع برتری قرار میگیرد.» عبور از موانع نفوذناپذیر دشمن در شرق بصره و حضور در حومه این شهر به گونهای اهمیت یافت که متعاقب این عملیات: 1- موقعیت سیاسی و نظامی عراق تضعیف و در نتیجه حملات گسترده این کشور به مراکز اقتصادی، صنعتی و مسکونی ایران بار دیگر آغاز شد. 2- اوضاع جبهههای نبرد به سود قوای نظامی ایران تثبیت شد و سپاه پاسداران یکی از ارزندهترین تجارب نظامی خود را کسب کرد.
50 هزار تن تلفات عراق در کربلای 5
آمار تلفات نیروهای دشمن از شروع عملیات تا پس از عملیات تکمیلی کربلای 5: الف- انهدام 55 تیپ زرهی، مکانیزه، نیروی مخصوص و پیاده به میزان 100درصد و 67 تیپ به میزان 50درصد ب- کشته شدن حدود 30 هزار نفر و مجروح شدن حدود 70 هزار نفر. ج- به اسارت درآمدن دو هزار و 650 نفر د- انهدام 870 تانک و نفربر، 1000 خودرو، 180 توپ صحرایی، 120 توپ ضدهوایی، 400 خمپاره انداز و تفنگ 106 میلی متری، 45 هواپیما و 7 هلیکوپتر هـ- اغتنام 230 تانک و نفربر، 200 خودرو، 20 توپ صحرایی، 100 توپ ضدهوایی، 250 خمپارهانداز و تفنگ 106 میلی متری و 100 دستگاه مهندسی.آمارهای متفاوتی از تلفات عراقیها ذکر شده است. جلال طالبانی رهبر اتحادیه میهنی کردستان عراق در آن زمان درباره تلفات زیاد عراقیها گفته بود:« خبری به دست ما رسید که فرمانده سپاه یکم گفته است ما در عملیات کربلای 5 بیش از 50 هزار تن تلفات داشتیم.»
شهید فرودی و پرنده
از آن ها می خواهم خاطره ای از دوستان شهیدشان در کربلای 4 برایم تعریف کنند.جواد داداشی می گوید: قبل از عملیات کربلای 4 در جلسه ای که مسئولان محورها حضور داشتند، شهیدفرودی مسئول جلسه بود. پس از مباحث اصلی جلسه، صحبت های خودمانی درباره شهادت و ... بین بچه ها رد و بدل می شد.
همان جا شهیدفرودی در حالی که چشم هایش خیس شده بود، گفت: من یک خوابی دیده ام؛ دیدم پرنده ای سفید روی سرم پرواز می کند و من تلاش می کنم آن را بگیرم. اما بقیه خوابش را تعریف نکرد. پس از جلسه، به سراغش رفتم و جسارت کردم از او بپرسم که آقامهدی نگفتید بالاخره آن کبوتر را گرفتید یا نه؟ نگاهی از گوشه چشمش به من کرد و گفت: آره، گرفتمش.