
گفت وگو با قاری ممتاز بین المللی از آثار شگرف قرآن در زندگی اش
تعداد بازدید : 33
همه برکت زندگی ام از کلام خداست
نویسنده : سارا صالحی
برگ های تقویم 11 ماه ورق خورد و دوباره ماه بهار قرآن، رمضان المبارک فرا رسید. ماه رونق بیشتر محافل قرآنی و در این بین آن چه بیشتر جلوه می کند، نام قاریان و حافظان برجسته در شهری است که به مهد پرورش جامعه ممتاز قرآنی کشور شهره است. شخصیت هایی که هم به واسطه ویژگی های متمایز قرائت و کسب رتبه های ملی و بین المللی در جهان اسلام و همین طور تلاش در جهت تعلیم و تعلم اخلاق قرآنی شناخته می شوند.یکی از این چهره های سرشناس تلاوت قرآن کریم محمدعلی دوستی، قاری برگزیده مسابقات بین المللی قرآن (در کشور سوریه) است. کارنامه فعالیت قرآنی او جنبه های متنوعی دارد. از کسب عناوین متعدد ملی و بین المللی، داوری و تدریس قرآن، قاری برگزیده آموزش و پرورش تا تدریس زبان انگلیسی و اجرای برنامه در شبکه های جهانی و فعالیت در حوزه تحقیق و پژوهش. موفقیت هایی که به اعتقاد خودش همه را به برکت حرکت در مسیر نورانی قرآن کسب کرده است. همزمان با این شب و روزهای مبارک، پای صحبت ها و نقل خاطرات شیرین این مدرس نامی قرآن نشسته ایم تا به این بهانه بیشتر از آثار حضور قرآن در زندگی او جویا شویم.
مصائب شیرین
مثل بسیاری از اهالی قرآن با صوت جذاب و دلنشین استاد عبدالباسط محمد عبدالصمد مجذوب عالم قرائت می شود و در پی فراگیری شیوه قرائت او، در دوره ها و محافل آموزشی حضور می یابد. اما سنگ بنای این عشق و ارادت قلبی در جای محکم تری گذاشته می شود، خانه پدری استاد محمدعلی دوستی. پدرش روحانی بود و مادرش نیز اصرار فراوانی بر پرورش قرآنی فرزندانش داشت. به ویژه در ایام ماه مبارک رمضان محفل گرم خانوادگی با حضور برادر و خواهر بزرگ تر در کنار «محمدعلی» عضو کوچک خانواده برای تلاوت حداقل یک جزء از قرآن مرتب برقرار بود. او به دلیل صغر سنی توان همراهی با آن ها را نداشت اما علاقه اش به قرائت از همین جا جرقه خورد.
وقتی که شش ساله شد، او را برای فراگرفتن قرآن به مکتب فرستادند. از ترس توامان با شوق آن روزگار خاطرات زیادی به یاد دارد. با وجود مستعد و پرتلاش بودن، چند باری به خاطر شیطنت های کودکی به چوب دستی استاد نواخته شده است. البته ماجرای پُر فراز و نشیب قاری شدن استاد دوستی به همین جا ختم نمی شود، آن هم در دورانی که قرآن آموزی چون امروز سهل و ساده نبود. او تعریف می کند که دو، سه هفته یک بار آن هم وقتی می توانست مقداری پول جمع و جور کند، نوارهای کاست قرائت قرآن را از کانون شکوفه های دین در مرکز شهر تهیه می کرد و با قرض گرفتن دستگاه ضبط از خانه دوست و فامیل و آشنا، حداکثر یک هفته برای تمرین وقت می گذاشت؛ تازه گاهی در اثر تکرر استفاده، دستگاه خراب می شد که دردسر بزرگ تری بود. در مجالس محلی با حضور استادان صاحب نام شرکت می کرد و همه عشقش این بود که بتواند روزی مثل آن ها پشت بلندگو با صوت خوش برای همه تلاوت کند. برای فراگیری علوم قرآنی، حتی برای پاسخ به یک سوال، دشواری سفر تا پایتخت را هم تحمل می کرد تا آب را از سرچشمه به دست آورد.
اما شرکت در مسابقات کشوری دانش آموزی قرآن مجید و موفقیت در آن، سرآغاز فعالیت جدی و حرکت رو به جلوی وی در این عرصه بود. برای این منظور از محضر استادان مبرز ایرانی همچون سیدمرتضی سادات فاطمی، محمدجواد رجایی، سیدحسن میرزایی و نیز استادان مصری چون شیخ صلاح شایانی کسب فیض می کرد. حضور موفق و پیشرفت چشمگیر «دوستی» در رقابت های استانی و ملی قرآن، در تمام طول دوران تحصیل اش و بعد از آن ادامه می یابد و حتی شروع جنگ و اعزام شدن به جبهه، وقفه ای در تلاش مستمر او ایجاد نمی کند. آن جا هم به خاطر شور و شوق و تقاضای رزمندگان محفلی قرآنی را تشکیل می دهد و در مسابقات قرآن بسیجیان و رزمندگان نیز حائز مقام نخست می شود. انتشار تمبر پستی با تصویر محمدعلی دوستی برای اولین بار در تاریخ کشور یکی دیگر از افتخارات کارنامه قرآنی این استاد پیش کسوت قرآن مشهد است. با تحمل تلخی ها و شیرینی های این دوران طولانی، به اعتقاد خودش به برکت آیات نورانی قرآن، امروز نتیجه سعی و صبر خود را گرفته است.
استاد قرآن باید جاذبه داشته باشد
این قاری و موذن حرم رضوی، آموزش ظاهر تلاوت را چون باغی با سردر زیبا تشبیه می کند که ما در نگاه اول نمای ظاهری و زیبایی بیرونی آن را می بینیم و ادامه می دهد: اگر ما فرصت گذر از این لایه را داشته باشیم، استفاده از مفاهیم عمیق آن چقدر می تواند برایمان زیبا و جذاب باشد؟ همیشه به شاگردانم می گویم، قاری باید پیش از هر چیز با صوت خوش و دلنشین جذابیت آفرین باشد تا فرصت ورود به مقوله های دیگر دست دهد. لذا در وهله اول استاد باید با رفتار، کردار، شکل و شمایل ظاهری خود جذابیت ایجاد کند و در درجه دوم، غیر از آموزش نکات تخصصی تلاوت، با
بهره مندی از ظرفیت کارشناسان، نکات به روز و پُرکاربرد را به صورت کوتاه به شاگردان منتقل کند.
وی که به جز تخصص در علوم قرآنی در رشته زبان خارجه هم تحصیل کرده، با ذکر خاطره ای شنیدنی اضافه می کند: حتی یک استاد قرآنی باید در سطح عمومی جامعه هم با رفتار خود الگو باشد و شناخته شود تا دیگران از آن با کرداری خوب یاد کنند. در یکی از کلاس های تدریس زبان انگلیسی ام، شاگردی که خود و خانواده اش از فضای مذهبی و قرآنی دور بودند، از من سوالاتی در خصوص چگونگی قرآن خواندن پرسید. اتفاقا او لکنت زبان هم داشت. خودش تعریف می کرد که به خاطر این نقصان حتی برای انجام ابتدایی ترین کارها از جامعه دوری می کند ولی از وقتی با من آشنا شده، از شکل برخوردم در جلسات درس و قرائت، اعتماد به نفس پیدا کرده و مسیر قرآن را در پیش گرفته است. او حالا در زمره قاریان و مدرسان فعال و موفق آموزش و پرورش و آستان قدس رضوی است.
هر آن چه دارم به برکت قرآن است
از این داور بین المللی قرآن کریم درباره تاثیرات و اعجاز این کتاب الهی روی زندگی فردی و اجتماعی اش جویا می شویم که این طور پاسخ می دهد: اصلا زندگی من وابسته به قرآن و اعجاز آن است. جایی که من اکنون ایستاده ام به برکت آیات نورانی کلام ا... مجید است. در واقع اگر قرآن را از زندگی ام حذف کنید هیچ چیزی ندارم. این موقعیت ها و موفقیت های کسب شده همگی از گام برداشتن در این مسیر به دست آمده است.
«دوستی» به عنوان سفیر قرآنی کشورمان که سفرهای خارجی فراوانی به کشورهای مختلف جهان به خصوص سرزمین های اسلامی داشته، در حظ و لذت وافری که از تلاوت به یاد ماندنی اش در سفر دیگری به کربلا برده، ما را شریک و تعریف می کند: بیش از حلاوت تلاوت در چنین اماکن مقدسی، این نکته در این سفر برایم جذاب بود که تلاوتم در کربلا مصادف شد با روز میلاد حضرت رضا(ع) و مراسم خطبه خوانی در صحن امام حسین(ع).
وی ادامه می دهد: من قاری کاروان بودم و تلاوت آغازین آن ویژه برنامه را به عنوان خادم حرم مطهر رضوی باید انجام می دادم. این مراسم و قرائت از شبکه های تلویزیونی عراق و همین طور شبکه های ماهواره ای به صورت مستقیم در حال پخش بود. وقتی می خواستم شروع به تلاوت کنم، چشمم به گنبد نورانی ابا عبدا... افتاد، حالتی عجیب به من دست داد و زیر لب خطاب به حضرت شان عرضه داشتم: «یا ابا عبدا... کسی چون من که هیچ نبودم و نیستم، به برکت قرآن امروز در این مکان مقدس ایستاده ام و در محضر شما اذن قرائت یافته ام». در حالی که قرائت می کردم، اشک هایم جاری بود. این بهترین لحظه زندگی ام بوده که همیشه گفته ام، از هر عنوان و جایزه بین المللی برایم بزرگ تر و شیرین تر است.
وی سر رشته سخن را به سمت و سوی شرایط کنونی جامعه قاریان می برد و در این باره خاطرنشان می کند: در کشور ما یک هنرمند یا قهرمان ورزشی همین که مقداری شناخته می شود و نام و مقامی به دست می آورد، مورد اقبال و تبلیغ واقع می شود و در مقابل، این اتفاق را هرگز برای قاریان و حافظان برجسته قرآنی مان شاهد نیستیم. تنها رسانه ها به چاپ یک مطلب کوچک بسنده می کنند و تمام. به نظر می رسد مهجوریت قرآن بیشتر به این دلیل است که مسئولان این حوزه قرآنی نبوده اند تا دغدغه ها را بدانند و بر آن اساس حرکتی انجام دهند. متاسفانه از متولیان قرآنی کاری بیشتر از عیادت و پیگیری مختصر برخی امور نمی بینیم که نتیجه ای هم در پی ندارد. امیدوارم در آینده نزدیک شاهد سامان بخشیدن به این اوضاع و احوال باشیم.