
روایتی از « یلنگ توش خان کلاتی»؛ حاکم منطقه کلات که چالش های زیادی را در دوران خود رقم زد
تعداد بازدید : 45
سردار سرحدات ترکستان
نویسنده : غلامرضا آذری خاکستر

جلایرها از اقوام مشهوری بودند که در دوره مغول همراه با لشکر چنگیز خان وارد خراسان شدند و در مناطق مرزی به ویژه در محدوده «کلات» سکنی گزیدند. آن ها در این سالها، در تاریخ و تحولات منطقه نقش به سزایی داشتند.
از این میان، «طهماسب خان جلایر» یکی از بزرگان این قوم که در دوره نادرشاه خدمات ارزنده ای انجام داده، نامش در تاریخ ثبت شده است.
او در جنگ نادر با عثمانیها در میاندوآب، ارومیه و افاغنه هرات حضور داشت و با فرماندهی قسمتی از سپاه شاه، شهامت و شجاعت زیادی در مبارزه با دشمن از خود نشان داد که نتیجه اش پیروزی سپاه نادر بود و به پاس این خدمت از طرف نادر به دریافت لقب خانی و فرمان حکمرانی راز و قوشخانه سرافراز شد.[1]
در دوره قاجار حکومت کلات نادری در دست بزرگان جلایر بود. ادوارد ییت با نگاهی به موقعیت جلایرها در خراسان نوشته است: «این ها منطقه کلات را به عنوان یکی از مناطق ملوک الطوایفی در ایران در چنگال قدرت خود حفظ کردند. جلایرها به خاطر موقعیت و شرایط طبیعی و جغرافیایی منطقه توانسته بودند تا حدود زیادی استقلال و خودمختاری داشته باشند. یکی از روسای آن ها به نام یلنگ توش خان در زمان محمد شاه(1848-1835م.) مزاحمت زیادی برای حکومت ایران فراهم کرد، اما سرانجام به زور گردن نهاده و تسلیم شد.[2]»
آن چه در ادامه می خوانید روایتی است از یکی از چهره های تاریخی آن دوران که به دلایل متعددی، قصه اش ماندگار شد:
مردی بدقیافه با سیمای مغولی
«جیمزبیلی فریزر»، نقاش، سیاح و سفرنامهنویس اسکاتلندی در ژوئن 1833م./1248ق. در مشهد آن سال ها، موفق به دیدن حاکم کلات یعنی یلنگ توش خان می شود و در توصیف سیمای این مرد صاحب منصب می نویسد: او مردی بد قیافه، با سیمای مغولی، چشمان ریز و چرده سرخ مایل به زردی و حالت نامطبوع چهره بود.
به استناد توضیحاتی که در کتاب تاریخ شهر مشهد (از آغاز تا مشروطه) آمده، «در زمان فتحعلیشاه(1229ق.) حکومت کلات با صید محمد خان جلایر بود. برادر او یعنی یلنگ توش خان نیز در حدود سال 1264ق. و پس از مرگ صید محمد خان زعامت قوم جلایر و حکومت کلات را برعهده گرفت. وی نزد خان خوارزم رفته بود و به «سردار سرحدات ترکستان» لقب یافته بود. در نتیجه گروهی از ترکمانان بنا بر دعوت محمد خان قرایی به خراسان تاختند. عباس میرزای نایب السلطنه مامور شد تا با لشکر کشی به خراسان آرامش را به این خطه بازگرداند. با ورود عباس میرزا به مشهد گروهی از خوانین کوچک خراسان از جمله یلنگ توش خان جلایرکلاتی به وی پیوستند و آخر کار، یلنگ توش خان مامور سفارت به دربار ا... قلی خان خوارزمی گردید.[3] »
جایی که پای فرنگی ها به آن نرسیده بود
فریزرکه در سال 1248ق. برای بازدید از راه ها و تهیه نقشه های نظامی به خراسان مسافرت نموده است؛ در کتاب سفرنامه اش معروف به« سفر زمستانی»، از عدم موافقت حاکم کلات برای حضورش در این منطقه می نویسد. او در بخشی از سفرنامه خود از ماوقع ماجرای سفر به کلات چنین نوشته است:
«من امید داشتم با داشتن معرفی نامه هایی که به عنوان یلانتوش خان حکمران کلات نادری داشتم، بتوانم به آن نقطه مهم دسترسی یابم، همان جایی که هنوز پای فرنگی ها به آن جا نرسیده است.[4] هر چند شاهزاده قهرمان میرزا حاکم مشهد با مسافرت این سیاح به کلات موافق بوده است ولی محمدرضا خان وزیر و یلانتوش خان حاکم کلات از مخالفان این سفر بوده اند.
وی همچنین در بخش دیگری از سفرنامه مذکور می نویسد:
«محمد رضا خان وزیر به یلانتوش خان گفت: خان این یک آقای انگلیسی است که می خواهد برود و کلات و ترکمن ها را ببیند و کتل ها و معبرها و راه هایی که می توان توپ ها را از آن گذراند یا قشونی را از آن حرکت داد ببیند تا این که انگلیسی ها بیایند و مملکت را بگیرند، چه می فرمایید.... مخالفت های محمد رضا خان وزیر و یلانتوش خان حاکم کلات با سفر یک جاسوس به کلات قابل تامل است و در نهایت سفر به کلات را غیر ممکن و دور از احتیاط دانسته اند و نهایت به فریزر پاسخ داده اند؛ صلاح نیست که شما هرگز به آن جا بروید.[5] »
در حمایت از سام، در مبارزه با سالار
اما منابع دوره قاجار در گزارش هایی نیز به شرایط بحرانی مشهد و خراسان پرداخته و در این زمینه نوشته اند: در سال 1264ق. پس از مرگ محمد شاه قاجار، شاهزاده سلطان مراد میرزا حسام السلطنه پسر عباس میرزا نایب السلطنه به حکومت خراسان رسید. در این زمان در مشهد، سالار قیام نمود و یلنگ توش خان جلایر حاکم کلات که برای یاری رساندن سپاهیان ایران به مشهد آمده و در محاصره شهر، سام خان را یاری می کرد، کشته شد.
جریان واقعه از این قرار بود که به فرمانده سپاه ایران اطلاع دادند که سالار قصد دارد برخی از جنگجویانش را از شهر خارج نموده و به تسخیر کلات بفرستد، تا در صورتی که شکست خورد خود را به دژ تسخیر ناپذیر کلات رسانده و در آن جا مقاومت نماید. سام خان ایلخانی زعفرانلو فرمانده سپاه ایران، یلنگ توش خان جلایر را ماموریت داد تا هرچه زودتر با سوارانش به کلات برگردد و از ورود سپاهیان سالار به آن جا جلوگیری نماید. هنگامی که یلنگ توش خان به سوی کلات رهسپار بود، سپاهیان مروی طرفدار سالار، از کمین درآمده و او را محاصره و دستگیر کردند و به مشهد آوردند و تحویل بیگلربیگی برادر سالار دادند.
سَر خان در چنگ بیگلر
به دستور بیگلر بیگی سر یلنگ توش خان جلایر را بریدند و برسر نیزه کرده و در کوی و بازار مشهد گردانیدند، تا تقویتی برای روحیه تضعیف شده جنگجویان سالار داخل شهر باشد. بهبود خان پسر یلنگ توشخان که خود نیز در محاصره مشهد شرکت داشت برای رسیدن به حکومت کلات استشهادی درست کرد و آن را به تایید سرهنگان و سرتیپان سپاه رساند.[6]
طبق این سند تاریخی « چون مرحوم یلنگ توشخان کلاتی از قدیمی خدمتگزاران دولت ابد مدت علیه بود و در زمان انقلاب خراسان تصدق فرق فر فراسای همایون پادشاهی شد» خدمت وی موجب می شود تا ناصر الدین شاه در سال 1265ق. به پاس خدمات یلنگ توشخان کلاتی، حکم خانی را به فرزندش بهبود خان اعطا نماید. بهبود خان جلایر جای پدر را گرفت و در محاصره مشهد و شکست سالار شرکت نمود.
اشتباها خاک بر سرما شد
یکی از اقدامات «یلنگ توش خان دوم» واگذاری آب های مرزی کلات به روس ها بود که در آن ایام موجب اعتراض مردم و تاثیر مخربی برکشاورزی منطقه شده بود.
در سال 1309 ق. و چند سال پس از انعقاد پروتکل آب های کلات، راپورت مسافرت یکی از ماموران عالی رتبه دولتی که از سوی ناصرالدین شاه مامور بررسی اوضاع کلات نادری شده بود، قابل تامل است. او مشاهدات خود را درباره ساکنان منطقه و اوضاع اقتصادی ،سیاسی و اجتماعی بدین شرح ارائه داده است: روز شنبه غره ذیقعدة الحرام 1309عالی جناب آخوند ملا علی پناه و عالی جاه سلیمان بیگ کدخدای طایفه صوفیانلو لاین با جمعی از ریش سفیدان لاین به تظلم آمده بودند که ما دویست خانوار در لاین سکنی داریم و به کلی آب و زمین ما از میان رفته در زمانی که یلنگ توشخان از جانب ناصر الدین شاه اختیار قرار داد سرحدات را داشت. یلنگ توشخان آدم بی خبر، اهمال کاری بود، صاحب اختیار را ترغیب کرد که آب و زمین لاین را به روس ها واگذار نمود .بعد از گذشتن این کار ما مستحضر شدیم که از اهمال کاری یلنگ توشخان و بی بصیرتی صاحب اختیار چه خاک بر سر ما شده است .لاعلاج جمعیتی فراهم آورده در وقتی که صاحب اختیار عزیمت به لاین داشت؛ برای بازدید ما هم رفتیم عارض شدیم و تظلم کردیم .بعد از تحقیق مدلل شد که اشتباها خاک بر سرما شد و بدون جهت آب و زمین ما را به روس ها داده اند و بر ما ظلم وارد آمده است...[7] »
منابع
[1]. سردارانی از ایلات و طوایف درگز در خدمت میهن. سید علی میرنیا. مشهد: مولف.1361، ص72
[2]. سفرنامه خراسان و سیستان. چارلز ادوارد ییت؛ ترجمه قدرتا... روشنی زعفرانلو، مهرداد رهبری. تهران: یزدان. ۱۳۶۵، ص145
[3]. تاریخ شهر مشهد (از آغاز تا مشروطه).مهدی سیدی. مشهد: شهرداری مشهد. ۱۳۷۸، ص306
[4]. سفرنامه فریزر معروف به سفر زمستانی از مرز ایران تا تهران و دیگر شهرهای ایران. جیمز بیلی فریزر؛ ترجمه و حواشی از منوچهر امیری. تهران: توس. ۱۳۶۴، ص332
[5]. همان، ص341
[6]. حرکت تاریخی کرد به خراسان در دفاع از استقلال ایران. کلیما... توحدی اوغازی. ج3. مشهد: ۱۳۵۹، ص341
[7]. فرهنگ ایران زمین. ایرج افشار. جلد 25. ص201