
تعداد بازدید : 0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
یادداشتتعداد بازدید : 12
دغدغههایی برای سبک زندگی در عصر شبکه های اجتماعی
نویسنده : دکتر مجید ابهری عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
شبکه های اجتماعی پدیده نوظهوری است که به موازات توسعه فناوری اطلاعات در دنیا مطرح شده و گستره وسیعی از مخاطبان را جذب کرده است.
جایگاهی که امروز شبکههای اجتماعی در جوامع و در میان اقشار مختلف دارد، قابل تامل است و از این منظر باید آن را یک عامل بسیار موثر بر سبک زندگی افراد دانست.
در واقع جذابیت شبکه های اجتماعی از یک سو و سهولت دسترسی و ارتباط با آن، نوعی وابستگی را در میان کاربران این فضا ایجاد کرده است که اگر آن را در قیاس با تغییرات سبک زندگی جوانان قرار دهیم، دغدغههایی جدی شکل میگیرند. پژوهشگران عرصه فرهنگ و ارتباطات، مدتهاست که بر سر این موضوع به بحث و بررسی مشغول هستند.
اما برای ورود به این مبحث نخست باید تعریف مختصری از «سبک زندگی» ارائه کنیم. این مفهوم مجموعه ای کم و بیش منسجم از عملکردهای روزمره یک فرد است که از الگوهای فرهنگی، رفتاری و عادات تاثیر می گیرد.
به بیان دیگر سبک زندگی نقشه راه و چراغ هدایت گر سلیقه، روابط فردی و اجتماعی هر فرد است که تحت تاثیر فرهنگ، باورهای دینی، آداب و رسوم و شرایط محیطی هدایت می شود.
متاسفانه به دلیل فقدان مدیریت متمرکز در آموزش های مهارت مربوط به این حوزه، سبک زندگی ما تحت تاثیر شبکه های اجتماعی و فضای مجازی قرار گرفته و حتی در بعضی شئون به بحران دچار شده است. اما بعضی عوامل محیطی موثر بر سبک زندگی عبارت اند از تربیت اجتماعی، قوانین محیطی، رسانه های تصویری و نوشتاری و... که هم اکنون گسترش شبکه های اجتماعی و توسعه فضای مجازی باعث تغییراتی منفی در سبک و سیاق حیات افراد شده است.
البته نباید به واسطه پارهای مشکلات از امتیازات، محاسن و ظرفیتهای فضای مجازی و شبکه های اجتماعی چشم پوشید اما در کنار آن نیاز است تا به ایجاد امکان دسترسی به اطلاعات گسترده و متنوع، برقراری ارتباط و ایجاد سهولت در دسترسیها، عوارض و آسیب ها نیز توجه کنیم. متاسفانه به دلیل نبود آموزش و فرهنگ سازی صحیح و کاربردی، امروز شاهدیم که عوارض منفی این حوزه بر محاسن و امتیازات آن چیره شده است و کارکردها و کاربردهای این فناوری، به رغم نفحات آن، آسیبهایی را برای جامعه رقم زده است.
جعل هویت در فضای مجازی اولین آسیب این فناوری است که تهدیدی جدی برای امنیت افراد در این محیط به شمار میآید.
در کنار آن شاهد اتلاف وقت فرزندان مان هستیم، چنان که روزانه و به طور میانگین 4 تا 9 ساعت از وقت جوانان در این فضا مصرف می شود.
آسیبهای نوظهور و مخرب این فضا در کنار القای شبهات دینی و تضعیف باورها نیز دیگر آسیب ها و تهدیدهایی هستند که نوجوانان و جوانان در این عرصه با آن مواجه اند.
حال از آن جایی که برخی از خانواده ها بر رفتارهای فرزندانشان دقت و نظارت ندارند و نهادهای متولی نیز به فکر مقابله و پیشگیری نیستند، متاسفانه عوامل مخرب در این شبکه ها توانسته اند در توسعه القائات و تاثیرات منفی خود تا حدودی پیشرفت کنند. البته با تمام این اوصاف سیاست های سلبی و فیلترکردن شبکه های اجتماعی پیشنهاد نمی شود، چرا که حرکات سلبی تاثیری باقی نمیگذارد و نوعی عطش در مصرف ایجاد میکند.
بنابراین توصیه می شود والدین ابتدا کار کردن با این سیستم را فرا بگیرند تا بتوانند با فرزندان شان در این فضاها همراه شوند و در حقیقت توانایی کنترل آن ها را به طور غیرمستقیم به دست گیرند. علاوه بر این آنان باید در خصوص چگونگی انتخاب و شرایط کار با این گونه شبکه ها، به فرزندانشان آموزش های لازم را ارائه دهند، چرا که امروزه سن استفاده از تلفن همراه به هشت سال تقلیل یافته است و به سادگی می توان از طریق تلفن های همراه به اینترنت متصل شد. بنابراین ایجاد شبکه های مشابه برای رقابت با شبکه های یاد شده و آموزش به جوانان در این زمینه یکی از بهترین اهرم های پیشگیری و مقابله با تهدیدهای احتمالی است.
چنان که کشورهای ژاپن، مالزی و چین با دارا بودن بیشترین کاربران اینترنتی با قدرت تمام در مقابل شبکه های بدآموز و فاسد ایستادگی و در مقابل، نیازهای فکری، تفریحی و آموزشی نوجوانان و جوانان شان را بهتر از بیگانگان فراهم و عرضه می کنند.
باید اذعان کرد، نظر به این که سهولت دسترسی به گوشی های هوشمند و اینترنت برای طیف وسیعی از جوانان و عضویت طیف گستردهای از آنان در شبکه های اجتماعی امکان پذیر است، باید پیامدهای منفی این فضا را به جامعه منتقل و نوعی آگاه سازی ایجاد کرد تا افراد در این حوزه به خسران دچار نشوند.
هر چند نهادهای مربوط در این حوزه و در حد اختیارات، امکانات و توانایی های علمی و فنی خود بسیار خوب عمل کردهاند اما این میزان از تلاش کفایت نمی کند. بنابراین پیشنهاد می شود نهادها و سازمان های دیگری مثل آموزش و پرورش، وزارت علوم و دانشگاه ها، وزارت ورزش و جوانان، نیروی انتظامی و نهادهای مربوط امکانات خود را با این شورا یکدست و یک کاسه و در چهارچوب یک رویه واحد و منسجم عمل کنند.
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

تعداد بازدید : 43
شهر و استان در شبکههای اجتماعی
ساعد سهیلی بازیگر سینما با انتشار پوستر فیلم «پل خواب» در صفحه شخصی خود، خبر از اکران این اثر در آینده نزدیک در سینماهای سراسر کشور داد.
تصویری زیبا از نیشابور و روستای رود
حسین طیبی بازیکن خراسانی تیم فوتسال غیرت قزاقستان که به تازگی به مشهد سفر کرده است، این قاب یادگاری را با حسین بادامکی شریک شد. او به انضمام این عکس، برای تیم مشکی پوشان آرزوی موفقیت کرد.
اشتباه در متن انگلیسی درج شده بر پوسترهای اجلاسیه بین المللی جوانان رضوی در مشهد واکنشهایی را در فضای مجازی در پی داشت. متولیان برگزاری این برنامه بلافاصله اقدام به تصحیح این پرچمها کردند.
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

تعداد بازدید : 0
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

تعداد بازدید : 40
نمای تاریخی
عکسی از بالا خیابان مشهد پس از پوشانده شدن نهر میانه آن
اوایل دهه ۵۰
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
خراسان به روایت خراسانتعداد بازدید : 17
7دی 1347
زلزله پدر و پسری را بعد از 20سال به هم رساند
49سال پیش در چنین روزی، روزنامه خراسان نوشت:
راستی که دانشمندان چه خوب گفتهاند: اگر هر مسئله و مشکل زندگی را نتوانستید حل کنید، آن را به دست زمان بسپارید و صبر اختیار کنید، چون با گذشت زمان و اختیار کردن صبر همه کارها درست میشود.به جای این که در غم هجران یار شکوه کنید، ناله و فغان نمایید؛ صبر کنید و با بردباری، با متانت و صبر مشکلات به نوعی حل میشوند.حالا توجه کنید به ماجرای زندگی اسماعیل که در اثر صبر کردن، به منتهای آرزوی خود رسیده است.اسماعیل ساکن مشهد، آخر خیابان طبرسی می باشد. در سال 1327 پدر و مادرش باهم متارکه نموده و به همراه مادر به مشهد میآید. نامبرده در آن موقع بیش از چهارسال نداشته است. مادرش در مشهد ازدواج میکند و او تا سن دهسالگی تحت تکفل ناپدری خود قرار میگیرد.در این سن به کار قالی بافی اشتغال مییابد و خود زندگی مستقلی را به وجود میآورد. سال گذشته که 23سال داشته است، ازدواج میکند و در این مدت دراز چندین بار برای دیدن پدر به ولایت خود که قبلا در آن جا زندگی میکرده، میرود ولی هرچه بیشتر جست وجو میکنند، کمتر مییابند و هر دفعه که برای دیدار پدر به نیم بلوک قائنات عزیمت می کرده، پس از جست وجوی زیاد، مایوسانه به مشهد باز میگشته است. بالاخره ناچار صبر اختیار میکند.در زلزله اخیر جنوب خراسان که باعث شد تا بسیاری پدر و مادر خود را از دست بدهند، اسماعیل در کمال تعجب پدر خود را باز مییابد.اسماعیل در موقعی که خبر زلزله را میشنود، هراسان به طرف ولایت خود حرکت میکند چون بیشتر اقوامشان در آن سرزمین به سر میبرند. در آن جا عمویش را پیدا میکند و یکی از عکسهای خود را که در پشت آن تمام مشخصات و آدرس خود را نوشته بوده، به وی میدهد و میگوید: اگر پدرم در زیر ویرانههای این زلزله نابود نشده بود و توانستی او را پیدا کنی، این عکس را به او بده. شاید این عکس ما را به هم برساند.اتفاقا همین طور هم میشود و عمویش، پدر او را پیدا میکند. پدر هم فورا روز دوشنبه به طرف مشهد حرکت می کند و پرسان پرسان خانه پسرش را پیدا میکند. خواهر ناتنی اسماعیل را مییابد و از او میخواهد که ورودش را به پسرش اطلاع دهد.خواهر نامبرده دواندوان به کارگاه قالیبافی اسماعیل می رود و او را از این اتفاق مطلع می سازد. اسماعیل با عجله سوار دوچرخه می شود و به طرف منزل می شتابد. در راه از فرط خوشحالی چندین بار به سختی نقش زمین می شود. بالاخره انتظار به پایان می رسد و پسر بعد از بیست سال جدایی خود را در مقابل پدر می بیند. آن ها یکدیگر را در آغوش می گیرند و از دیدگانشان اشک شوق سرازیر می شود. اکنون این پدر و پسر در مشهد و در کنار هم در نهایت خوشحالی و خوشبختی به سر می برند.
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

تعداد بازدید : 10
با شاعران

ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

تعداد بازدید : 10
مناجات
خواجه عبدا... انصاری
الهی! روزگاری تو را میجستم خود را می یافتم ، اکنون خود را میجویم تو را می یابم
ای محب را یاد و انس را یادگار ، چون حاضری این جستن به چه کار؟
الهی! یافته میجویم ، با دیده ور میگویم که دارم چه جویم ، که می بینم چه گویم ؟
شیفته این جست و جویم ، گرفتار این گفت و گویم
این پیش از هر روز و جدا از هر کس مرا در این سوز هزار مطرب نه بس .
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

تعداد بازدید : 15
حکمت روز
امام جواد (ع)
با سه خصلت، محبّت (دیگران) به دست می آید: انصاف در معاشرت، همدردی (با دیگران) در سختی ها و بازگشت به قلبی پاک.
بحارالأنوار(ط-بیروت) ج75، ص82، ح77
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
گپ و گفتی با مجید مظفری؛ بازیگر پیش کسوت سینما و تلویزیونتعداد بازدید : 22
نمیخواهم در نقشهایم تکرار شوم!
نویسنده : راضیه آزادوار
46سال از شروع فعالیت اش مقابل دوربینهای سینما و تلویزیون میگذرد و در این مدت از جوان پُرشوری که پای ثابت فیلمهای دهه 60 بود و تصویرش مکرر بر سر در سینماها تکرار میشد، به هنرمندی پُخته و توانمند تبدیل شده است که نقشهایش را با وسواس انتخاب میکند.مجید مظفری بازیگر 67ساله سینما، تئاتر و تلویزیون را با چهره خندان و صدای گرمش میشناسیم. اغلب سهم اش نقشهای مثبت است اما بارها تلاش کرده قالبها را بشکند و حتی سراغ آثار طنز هم رفته است.این بازیگر پیش کسوت، خیلی صریح میگوید که اگر چه کارهای خوبی با کارگردانان برجسته داشته است اما هنوز آن نقشی را که خیلی دوست داشته باشد، بازی نکرده است.
در عین حال به هر تماس و پیشنهاد بازی هم «بله» نمیگوید. تاکید دارد که نقشها باید برایش تازه باشند؛« معمولا کارهای تکراری انجام نمی دهم، سراغ نقشها و کارهایی میروم که تجربه نکرده باشم و در آن صورت است که پیشنهاد بازی را قبول میکنم.» مظفری که فعالیت حرفه ایاش را از سال ۱۳۵۰ آغاز کرده است، بعد از یک دوره پنج ماهه بازیگری در دانشگاه ون سن پاریس، پا به صحنه حرفهای میگذارد. او برای بازی در فیلم «مسافران» بهرام بیضایی، برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد و برای نقشآفرینی در آثاری همچون «سگ کشی»، «جنگ نفتکشها» و «سایه های هجوم» نامزد بهترین بازیگر از جشنواره فیلم فجر شده است. مظفری این روزها که در حال تمرین در یک تئاتر است و مشتاق تجربهای متفاوت، این بار بر صحنهای دیگر. آن چه میخوانید گفت وگوی کوتاه ما با این هنرمند است به بهانه حضورش در مشهد:
«نیکی» را در مسیر حرفهای اش راهنمایی میکنم
در همان ابتدای صحبت از اولین تجربه حضورش در قاب تلویزیون میپرسیم، در پاسخ می گوید: اولین بار با فیلم «پایان تاریکی» اثر اکبر مشکینی در سال 49 مقابل دوربین رفتم. با این که نقشم بسیار کوتاه بود هیجان بسیاری داشتم. اما بعدها فکر می کردم خیلی بهتر از این ها می توانستم نقشم را ایفا کنم و بی خودی هول شدم و به تدریج کار برایم راحت تر شد.این بازیگر چندی پیش به همراه دخترش نیکی مظفری که از قضا او هم حرفه پدر را برای ادامه راه انتخاب کرده است، در برنامه «دورهمی» حاضر شدند و از رابطه نزدیک شان گفتند. موضوعی که مجید مظفری آن را با چاشنی لبخندی تایید میکند و در خصوص نحوه ورود فرزندش به این عرصه توضیح میدهد: دخترم نیکی به بازیگری علاقه داشت، وقتی تصمیم گرفت به عرصه بازیگری قدم بگذارد، تشویق اش کردم. به پیشنهاد من کارش را از تئاتر شروع کرد، حالا هم گاهی به قواره دانستهها و تجاربم، او را برای ایفای هر چه بهتر نقشهایش راهنمایی می کنم.
روزهای پُررونق تئاتر
مظفری برای تمامی آثارش جایگاه خاصی قائل است و تمامی نقش هایش را دوست دارد اما او بر این باور است: در فیلم های بسیاری ایفای نقش کردم و همه شان را دوست دارم، هر کدام برای خودشان یک جایگاهی دارند. با این حال به نقش و بازیهایم در چند فیلم از جمله «کشتی آنجلیکا» و «جنگ نفتکش ها» به کارگردانی محمد بزرگنیا، «آوار» به کارگردانی سیروس الوند، «مسافران» و «سگ کشی» به کارگردانی بهرام بیضایی، «تشکیلات» به کارگردانی منوچهر مصیری و «سایه های هجوم» به کارگردانی احمد امینی تعلق خاطر زیادی دارم. البته هنوز آن نقشی را که واقعا دوست داشته باشم، بازی نکردهام. مظفری که این روزها در حال تمرین تئاتر است، در این باره می گوید: هم اکنون در اثر«بنگاه تئاترال» به کارگردانی هادی مرزبان در حال تمرین هستم که از ابتدای بهمن در مجموعه تئاتر شهر روی صحنه می رود. وی بازار تئاتر را در چند سال اخیر گرم و پر رونق توصیف میکند و ادامه می دهد: تمامی 130 تا 140 سالن تئاتری که در تهران وجود دارد، پُر هستند و تا شب کار می کنند و به نظرم اینها نشانه خوبی برای این هنر ارزشمند است.
بازیگران اوقات فراغتی ندارند
از او در خصوص نحوه گذران اوقات فراغت اش میپرسیم که در پاسخ می گوید: بازیگران اوقات فراغتی ندارند، با این حال وقتی بیکار هستیم، باید برای پیشبرد کارهای مان بخوانیم و کار کنیم، ورزش کنیم تا بدن و ذهن آماده ای داشته باشیم. در کنار این ها با نسل خودم از جمله آقای ناصر طهماسب رفت و آمد خانوادگی دارم و با این جنس مراودات دوستانه سرگرم میشوم.
تئاتر سکوی پرتاب بازیگر است
حرف را میکشانیم به نسل جدید که پُر شتاب و منهای فیلترهای سنتی و بنا به مزیتهای ارتباطی یا ظاهری مقابل دوربینهای فیلمسازان قرار میگیرند. در عین حال، مظفری با تاکید میگوید که مسیر درست بازیگری را تحصیلات آکادمیک و بازی در تئاتر می داند و یادآور میشود: تحصیلات آکادمیک در حرفه بازیگری بسیار تاثیرگذار است و این تاثیر را میتوان در روند اجرا بسیار موثر دید، هر چند که نمی توان منکر تجربه شد. در حقیقت بازیگری توانمند است که همه این موارد را در کنار هم داشته باشد یا کسب این مزیتها را دنبال کند.این بازیگر سینما و تلویزیون ادامه می دهد: آن هایی که آکادمیک کار کردند و از تئاتر به عرصه بازیگری آمدند و آگاهی بیشتری دارند، قطعا در این حرفه موفق تر خواهند بود. در حقیقت اعتقاد دارم تئاتر سکوی پرتاب بازیگر است، سختیهایی که یک بازیگر در تئاتر تحمل میکند تا نقش اش را در صحنه به طور شایسته ایفا کند، از او فردی توانمند میسازد.وی خاطر نشان میکند: بازیگری مستلزم تلاش و کسب تجربه نیز هست. پختگی هنرمند در کارش او را به مسیری درخشان هدایت میکند. معتقدم اگر هنرمند تلاش کند تا مدام در نقشهایش تکرار نشود، آن وقت ظرفیت تجربه ارزشمندی کسب می کند.
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

تعداد بازدید : 17
بریده کتاب
نرسیده به سنگر، آهسته گفت:
حسین... حسین!
لحظهای ایستادم و گوش تیز کردم که با صدای حسین آرام بگیرم اما صدایی از سنگر بیرون نیامد و گونیهای سنگر، با سکوتشان ناآرامم کردند.
دیگر طاقت در بدن نداشتم و گویی قلبم را میخواستند از جا بکَنند!
حسین! خوابیدی؟ یا مردی؟
میدانستم که میخواهد آرامم کند و حالا جلوی سنگر بودیم؛ سنگری کوتاه به قد من و به شانه مهدی. توی سنگر معلوم نبود. ظلمات بود.
تو نیا تو!
نرفتم.بیرون سنگر ایستادم به انتظار. مهدی سرخم کرد و وارد شد و اندکی بعد فقط صدای بلندی شنیدم که میگفت یا حسین(ع) و انگار کسی بود که از درون میکوفت به سینهاش و صدای ضجهای و صدای فریادی و صیحه واویلتایی! دیگر نا در بدن نداشتم و زانوانم خمیدند و فهمیدم که باید فریاد واحسینا سر دهم.
لحظهای- و شاید سالی- بر جا ماندم و بعد هیچ نکردم و فقط خود را به آغوش خاک سپردم. واقعا چه میتوانستم بکنم؟ و چه میشد کرد؟ جز آن که سجده کرد بر جنازههایی که سر نداشتند و سرهایی که چشم نداشتند و دستهایی که انگشتر... و وای بر من که هنوز نگریستهام و نتوانستهام که بگریم... حالا هنوز من ماندهام. من ماندهام و تنهاییام. من ماندهام و دو ستاره در آسمان زندگیام که یادگار چشمان حسین است و نمیدانم که آیا برای من است یا حسین و بعد نمیدانم که با این سگماهیها چه کنم و با این لجنزار درون هور که آب را کدر کرده است و ستاره ها را لرزاند. من بیحسین ستاره نمیخوام...
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.













