
در کارهای خود با افراد خدا ترس مشورت کن، تا راه درست را بیابی.
تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص442 ، ح10077
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

الهی! چون یتیم بی پدر گریانم، درمانده در دست خصمانم
خسته گناهم و از خویشتن بر تاوانم
خراب عمر و مفلس روزگار من آنم
خداوندا فریاد رس که از ناکسی خود به فریادم
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.


ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
خواندنی
همهچیز از یک رؤیا شروع شد؛ رؤیایی در جوانی؛ رؤیایی که او را سوار بر دوچرخهاش کرد و شد بخشی از زندگیاش برای حمایت از درختان.درخت شد همه زندگیاش و اکنون سالهاست که سوار بر دوچرخه به کشورهای مختلف میرود تا پیامش را برای حمایت از ریههای حیات به گوش جهانیان برساند. اوانجمنی برای حمایت از درختان با شعار «ما به درختان نیازمندیم» دارد که در سوئیس ثبت شده و در جهان فعال است و البته زیر ذرهبین خیلی از رسانههای اروپایی و آمریکایی قرار دارد. محمد تاجران، 40ساله و متولد مشهد است. او هماکنون سخنگوی درختان جهان است. «همشهری دو» با این فعال محیط زیست گفت و گویی داشته که در ادامه گوشههایی از آن را میآوریم:
دور دنیا با دوچرخه
در اواخر سال84 به این سؤال رسیدم که از زندگی چه میخواهم و جایم در دنیا کجاست؟ من دغدغه طبیعت را داشتم و همیشه نگران طبیعت بودم. درنهایت به این نتیجه رسیدم که باید سفر کنم و کاری برای طبیعت انجام دهم، برای همین در اوایل سال85 شرکتم را جمع کردم و یک سالی مشغول آمادگی و برنامهریزی برای سفر به دور دنیا با دوچرخه شدم.
بدشانسی و خوششانسی
در یک سالی که درگیر مقدمات سفر بودم، کتفم بهشدت آسیب دید و مجبور شدم تمام پسانداز چندین سالهام را صرف جراحی و درمانم کنم. بعد از هشت ماه کتفم بهتر شد، اما از همان نقطه دوباره آسیب دیدم ولی کم نیاوردم. رویایم بزرگتر از این حرفها بود. دوباره شروع کردم.با این همه دردسر آن قدر به مسیر و هدفم ایمان داشتم که مشکلات را مانع نمیدیدم بلکه چالشی میدیدم که باید با آن ها روبهرو میشدم. وقتی وضعیت جسمیام بهتر شد، ایمیلی را از یک زن و شوهر سوئیسی دریافت کردم که کل مسیر زندگیام را تغییر داد. آن ها را از قبل میشناختم و میدانستم وبلاگم را دنبال میکنند. آن ها به شرط رضایت مادرم درباره این سفر، 500 دلار برایم فرستادند تا سفرم را آغاز کنم.
قصه زوج سوئیسی
در آن سالی که درگیر جراحی و درمانم بودم، مادر و خواهرم به طبس رفته بودند. حین بازگشت، با مارگارت و لوئیس در یک ردیف اتوبوس نشسته بودند. مادرم مطابق عادت ایرانیها به آن ها شیرینی تعارف کرده بود و با این که زبان نمیدانست، ارتباط دوستی بینشان شکل گرفته بود.وقتی در ترمینال به دنبالشان رفتم از آن ها خواستم به منزلمان بیایند تا برایشان هتل مناسبی پیدا کنم. آن زمان ماه رمضان بود و مادرم برایشان شام درست کرد. متوجه شدم آن ها 3-2 روزی بیشتر مشهد نیستند، بنابراین از آن ها خواستم تا چند روز مهمان ما باشند. خانه ما قدیمی با طرح سنتی بود. فرشی وسط اتاق پهن بود و پشتی دورتادورش را گرفته بود. دیدن این خانه قدیمی و خوابیدن روی تشک به جای تخت برایشان جالب بود. چند روزی که مهمان ما بودند، از اهداف و ایدههایم برایشان گفتم.
درخت اول، سفر اول
قصدم این بود که سفرم را از آسیای میانه آغاز کنم اما فصل مناسب سفر را از دست داده بودم. درنهایت پاکستان را انتخاب کردم و در 12 آذر 85 سفرم را شروع کردم. نخستین درخت را جلوی تربیت بدنی خراسان کاشتم و سفرم شروع شد. البته این درخت سه سال بعد، توسط باغبان کنده شد! اما به هر حال درختکاری من ادامه داشت و به هر کشوری که میرفتم بهصورت سمبلیک درختی میکاشتم. سفر اولم تقریبا یکسال طول کشید. با دوچرخه به کشورهای هند، نپال، مالزی، کامبوج، ویتنام، لائوس، تایلند و... رفتم تا بهصورت سمبلیک درختی را برای حمایت و حفاظت از محیطزیست در آن کشورها بکارم.
کارگاههای آموزشی ایران
در سال، دو ماه در ایران هستم. وقتی به ایران میآیم همان کارگاهها را با همان کیفیت آموزشی در تهران، مشهد، بندرعباس، شیراز، اصفهان، کرمان و... برگزار میکنم. تصمیم گرفتهام اهداف انجمنی را که در سوئیس تشکیل دادهام در یک کشور بهصورت جدی اجرایی کنم و ایران را مرکز آن انجمن قرار دادهام.
در طول 11سال فعالیتم بیش از 500کارگاه آموزشی در مدارس 51 کشور و در سه قاره استرالیا، آسیا و اروپا برگزار کردهام.
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

هنگامه قاضیانی: سینما رو به کماست
هنگامه قاضیانی در حاشیه مراسم افتتاحیه اکران فیلم سینمایی «یک قناری یک کلاغ» ، سینمای ایران را رو به کما توصیف کرد.این بازیگر خراسانی گفت: در روزهایی که سینما بدون تعارف کمکم در حالتی روبه کماست، من سال گذشته تابستان سینما را تجربه کردم و با یک گروه محترم و حرفه ای همکاری داشتم که حتی یک بار سر صحنه آن، صدای بلند کسی شنیده نشد و همه روی کار خودشان متمرکز بودند.قاضیانی از اصغر عبدالهی (کارگردان این فیلم) نیز به خاطر انتخاب او برای نقش اصلی کار نیز تقدیر کرد.
تصاویری زیبا در چهارفصل سال از یک نما در روستای کنگ -
منبع: خبرگزاری صدا و سیمای خراسان رضوی
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
روایتی از دو سفر ناصرالدین شاه به مشهد
از میان مسافران نامدار تاریخ که توفیق زیارت امام رضا (ع) نصیب شان شده است، می توان به ناصرالدین شاه قاجار اشاره کرد. او در طول حکومت و فرمانروایی اش دو سفر به مشهد داشت. اولی را در بیست و یکمین سال سلطنتش (سال 1284.ق) انجام داد، آن هم در قالب اقامتی 33 روزه در مشهد اما دومین سفر او به 16سال بعد موکول شد .
به روایت اسناد تاریخی، در سفر اول حدود چهار هزار و 500 نفر اعم از رجال و شخصیت های سیاسی، نظامی ها، پزشکان و خدم و حشم، وی را همراهی می کردند.
سرکی کشیدیم، لابه لای همین اسناد تا ببینیم سلطان صاحبقران در آن 33روزی که در مشهد اقامت داشت، به چه اموری مشغول بود؟
59روز در جاده سمنان-مشهد
روایت کلی اسناد و روایتها از این سفر در سال 1284ه. ق نشان می دهد که شاه علاوه بر بررسی امور خراسان، برخی از انتصابات و بازدیدها را نیز انجام داد.
شرح این سفر را علی نقی خان حکیم الممالک که از رجال اهل علم آن زمان بود به رشته تحریر درآورده است. سفر ناصرالدین شاه که از پانزدهم ذی الحجه 1283 و از تهران شروع شد و وی در روز دوشنبه چهاردهم صفر 1284 به مشهد رسید. این سفر 59 روزه از طریق جاده سمنان به مشهد انجام گرفت.
داخل بهشت گشتیم
روایتهای تاریخی میگویند که؛« مراسم استقبال از شاه از دروازه پایین خیابان شروع شده و از ابتدای خیابان خارج شهر تا درب دروازه، سربازان ملتزم رکاب در دو سمت ایستاده و از دروازه تا درب صحن مقدس افواج متوقف ارض اقدس حاضر شده بودند. در اول دروازه پایین خیابان ناصرالدین شاه سوار بر اسب و یراق تمام الماس، وارد مشهد می شود.[1] »
دکان ها و اطراف خیابان را کسبه و اصناف تزیین کرده و جمعیت زیادی از مرد و زن در دو طرف پایین خیابان نظاره گر حضور شاه بودند. ناصرالدین شاه پس از تشرف به حرم مطهر رضوی در روزنامه مخصوصش می نویسد: «بعد از برداشتن جیقه و تقدیم آن، داخل صحن شدیم یعنی داخل بهشت گشتیم از آن جا صحن به صحن اتاق به اتاق تا رواق به رواق و روضه مطهره مشرف شدیم حالتی روی داد که به وصف نمی آید. خداوند ان شاءا... نصیب همه مسلمین فرماید.[2] »
شاه قجری پس از اتمام زیارت از سمت بالاخیابان به سوی ارگ می رود. در این سفر ارگ مشهد محل سکونت شاه انتخاب شده بود.
دستوری برای بزرگ شدن درِ خانهها
پس از مستقر شدن شاه در ارگ مشهد، فرصتی برای وی فراهم آمد تا امور اجرایی را نیز رتق و فتق کند. از جمله؛ واگذاری پیشکاری خراسان به محمد ناصرخان ظهیرالدوله و انتصاب میرزا محمد خان به عنوان متولی حرم مطهر.
بازدید از قورخانه ارگ که از بناهای سلطان مراد میرزای حسام السلطنه است و اهدای یک طاقه شال کشمیری به قربان بیگ یاور قورخانه از دیگر مسائلی بود که در این سفر انجام می شود. همچنین بازدید از مدرسه میرزا جعفر و دستور برای تعمیر آن از محل موقوفه از دیگر کارهایی بود که از سوی ناصرالدین شاه پیگیری و انجام شد.[3]
شاه پس از عبور از معابر شهر دستور می دهد تا سقف بازار جنب صحن را تعمیر کنند و تغییراتی برای در خانههای کوچک و بدترکیب شهر صورت دهند و مانند خانه های شهرهای بزرگ یا پایتخت، درهایی بلندتر بنا کنند و به رونق و تمیزی کوچه های شهر توجه بیشتری شود.
هزار تومان برای فقرای خارج شهر
وی در هفدهمین روز حضورش در مشهد برای قرائت فاتحه به خواجه ربیع می رود و حکم به تعمیر آن بقعه می دهد. همچنین در اول ربیع الاول 1284 از دارالشفای جدید آستان قدس که از بناهای مشیرالدوله است، بازدید کرده وسپس به حرم مشرف می شود. در آن جا کتابچه جمع و خرج آستان را بررسی می کند.
توجه به فقرا از دیگر اقدامات قابل توجه ناصرالدین شاه در اولین سفرش به مشهداست. او مبلغ هزار تومان وجه نقد برای بذل به عموم فقرا و ضعفای مشهد پرداخت می کند تا بین فقرایی که خارج شهر ساکن اند، تقسیم شود.
خرید پارچه با قیمت مناسب و تشویق صنایع از دیگر رهاوردهای این سفر بود:«ناصرالدین شاه برای ترویج صناعت و تشویق کسبه و اربابان صنایع مقرر داشت از هر قسم اجناس خراسان اعم از حریر یا پشمین به حضور مبارک آورده، مقدار کثیری از آن ها را به قیمت های گزاف خریداری فرموده و شال بافان و سایر صنعتگران را امیدوار ساخته، در ترقی صنعت خود و ازدیاد کارخانجات ترغیب و تحریص نمایند.[4]»
در این سفر آقا رضا عکاسباشی تصاویری از حرم مطهر و ابنیه تهیه می کند.[5] و فرصتی نیز دست میدهد تا ناصرالدین شاه از تفرجگاههای مشهد نیز بازدید کند. در آن زمان کوهسنگی که مدفن اجداد میرزای ناظر است یکی از تفرجگاههای جذاب شهر بود پس باباشاه هم آن جا را برای گردش و تفریح انتخاب می کند. همچنین در 22صفر به روستای گلستان و طرقبه و جاغرق می رود و بازدیدی از بند گلستان دارد. سفر به ییلاقات شاندیز، چشمه سبز و روستای اسجیل از دیگر برنامه های تفریحی شاه قاجار به شمار میآمد.
به استناد آن چه در تاریخ آمده، در روز هفدهم ربیع الاول، سلام عید در حرم مطهر برگزار شد و پس از 33 روز اقامت در مشهد، ناصرالدین شاه در روز یک شنبه هجدهم ربیع الاول به سفرش پایان داد و عازم پایتخت شد.
دومین سفر شاه قجر
دومین سفر ناصرالدین شاه به مشهد در سال 1300ق. انجام شد. در آن زمان رکن الدوله حکمران خراسان بود. شرح این سفر توسط ناصرالدین شاه را میرزا قهرمان امین لشکر نوشته است.به اذعان او، کاروان شاه روز چهار شنبه یازدهم شوال 1300 از طرف بالاخیابان وارد مشهد می شود. در شرح نحوه ورود وی به شهر نوشته اند: «جمعیت زیادی از اهل شهر تا دم دروازه شهر مشهد ایستاده بودند. رسیدیم به دروازه بالاخیابان دیوار قلعه نو محکم و خوب است. دم دروازه بر سر نهر چشمه گیلاس که از این دروازه داخل شهر می شود جهانسوز میرزای سپردار، پیاده ایستاده بود. داخل شهر شدیم فوج فیروزکوهی به سرتیپی اسماعیل خان پسر محبعلی خان ماکوئی و فوج تخته قاپوی قراجه داغ که سرپرستشان محمد علیخان بود و تازه مرده... به قراول ایستاده بودند. خیابان چنارها و اشجار قوی دارد. آب چشمه گیلاس و غیره از همین بالاخیابان می رود و از صحن مطهر گذشته، به پایین خیابان جاری و از شهر خارج می شود.[6]»
روایت دیگری از حضور ناصرالدین شاه در مشهد، می گوید: « تا رسیدیم دم دروازه، قبله عالم جیقه کوچک الماس زده بودند و شمشیر جواهر حمایل انداخته بودند. سوار اسب پیشکشی آجودان باشی که با یراق الماس حاضر کرده بودند، شده و با همان وارد شهر شدند. مردم از زن و مرد در بالا خیابان صف بسته، سلام و صلواتی می فرستادند. تا رسیدیم نزدیک چوب بست. نزدیک آن جا که رسیدند پیاده شده و داخل صحن مقدس شدند. خدام آستانه مبارکه همه حاضر بودند و زیارت نامه خواندند.» [7]
در این سفر هم شاه در ارگ مشهد حضور داشت و برنامه رسیدگی به شکایات مردم نیز در باغ آصف الدوله انجام می شد. شاه در عصر روز جمعه سیزدهم شوال 1300 در عمارت حوضخانه باغ آصف الدوله برای دیدار با طبقات اهل مشهد حاضر می شود.
میرزا قهرمان پس از رسیدگی به شکایات مردم در نامهای به ناصرالدین شاه نوشته است:« گویا در این مدت حکومت در میان نبوده. نوکر و رعیت به طوری پریشان و به اختلاف هم از حکومت عارض، هم میان خودشان تعدیات شده است و احقاق حقوق مردم و رسیدگی آن ها شرایط و اسباب دقت می خواهد. مردم انتظار دارند زمانی که به خراسان می آیید به درد مردم رسیدگی شود و رفع ظلم از مردم شود.[8]»
منع دخانیات ماحصل سفر دوم شاه
منع استعمال دخانیات از جمله کارهایی است که در سفر دوم ناصرالدین شاه به مشهد صورت می گیرد. شرح این موضوع چنین گزارش شده است: «چون در صفحات خراسان اکثر مردم از زن و مرد عادت به تدخین و استعمال تریاک کرده اند و این عادت اسباب هلاکت مردم شده است اراده همایونی اقتضا کرده که این عادت متروک شود. مقرر شده در این باب مذاکره بشود.حکیم باشی طولوزن و جمعی حاضر شدند و گفت و گویی شد و صورتی نوشته شد که در حکومت در این باب اقدامات بشود که اولا عطار و تجار و غیره تریاک را به هیچ وجه برای فروش عرضه نکنند. ثانیا هر کس شریک این کار بشود او را گرفته تنبیه و حبس نمایند.
در سفر دوم ناصرالدین شاه؛ بستری برای حضور سه روزه در طرقبه و بازدید از خواجه ربیع مشهد فراهم می شود. آیینه کاری، تعمیر گنبد حرم مطهر، صدور دستور جهت سر و سامان دادن به وضعیت کتابخانه و گردو غبارگیری کتاب ها از جمله اقدامات ناصرالدین شاه در این ایام است. در این سفرحاجی میرزا شفیع مستوفی شیرازی از همراهان شاه به علت بیماری در شب 24 شوال فوت می کند و پیکرش را در پشت حرم مبارک دفن می کنند.[9] سرانجام این سفر بیست روزه نیز در اول ذی القعده 1300 به پایان می رسد.
منابع:
[1] روزنامه سفر خراسان علی نقی حکیم الممالک. زیر نظر ایرج افشار و دیگران. تهران. 2536. انتشارات فرهنگ ایران زمین. ص178
[2] همان. ص180
[3] همان. ص227
[4] همان. ص296
[5] همان. ص234
[6] روزنامه سفر خراسان به همراهی ناصرالدین شاه (1300). میرزا قهرمان امین لشکر. به کوشش ایرج افشار و محمد رسول دریا گشت. تهران. اساطیر. 1374.ص165
[7] همان. ص139
[8] همان. ص150
[9] همان. ص164
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
یادداشت
روشن دلان، بخشی از نیروهای فعال این جامعه هستند که توانستهاند با خدمترسانی شایسته، توان خود را در عرصه های گوناگون به اثبات برسانند. اما متاسفانه این قشر باید تبعیض ها و محرومیت های بسیاری را تحمل کنند و حمایتها و توجهات به قواره نیاز آنها نیست.
نمود بزرگ این نامهربانیها، در نابرابری امکانات و تسهیلات لازم و نامناسب بودن فضاهای شهری برای تردد این افراد است که باعث شده، آنها در دستیابی به ابتداییترین حقوق شهروندیشان ناکام باشند.
فضاهای شهری موانع بسیاری را برای حضور نابینایان در جامعه ایجاد می کنند که اغلب تهدیدی برای سلامت جسمی و روانی و باعث تحمیل موقعیت وابستگی و نیازمندی به آنها و نیز مواجهه با نگرش ها و برخوردهای ناصحیح اعضای جامعه است.
با این حال نباید از این مهم غافل شد که طی سال های اخیر اقدامات بیشتر و مطلوبتری برای بهبود شرایط موجود انجام گرفته است.
مواردی همچون فعال شدن دبیرخانه مناسب سازی معابر و فضاهای شهری، دریافت گزارش عملکرد استان ها، تصویب قانون عصای سفید به منظور احقاق حقوق نابینایان و... اما آن چه مسلم است تا وضعیت مطلوب فاصله بسیار وجود دارد و مبحث مناسب سازی توسط مجموعه دستگاه هایی که براساس آیین نامه دولت در این حوزه مسئولیت دارند، جدی گرفته نشده است.
البته روشن دلان صرفا در زمینه مناسب سازی محیط با مشکل مواجه نیستند، بلکه این محدودیت ها برای ایشان در دسترسی به اطلاعات و منابع علمی نیز وجود دارد. این در حالی است که در بسیاری از کشورهای پیشرفته رویکرد آموزشی به نابینایان «ادغام» است نه «حذف» یا «نگاه جزیره ای». به عبارت دیگر براساس این رویکرد نابینایان در کنار دیگر افراد با برنامه جامع باید آموزش ببینند، این گفته به معنای انکار نیازهای خاص این قشر نیست.
به بیان دیگر اگر چه باید برای این قشر امکانات جدید و خاص متناسب با ویژگی هایشان فراهم آورد اما رویکرد «ادغام» را درباره این قشر نباید به فراموشی سپرد و آنان را از دیگر افراد جامعه تفکیک کرد، چرا که این نگرش ظلمی آشکار به این قشر است.
به طور کلی این افراد از فرصت های برابر در زندگی برخوردار نبوده و زمینه مشارکت کامل آن ها در جامعه فراهم نیست و نمی توانند همانند دیگر شهروندان در امور مربوط به تحصیل، اشتغال، اوقات فراغت و دیگر فعالیت های جامعه حضور داشته باشند و مشارکت کنند.
لذا با توجه به شرایطی که اکنون برای این افراد وجود دارد، باید اذعان کرد که دستگاه های مختلف در حوزه حقوق نابینایان بسیار غفلت کرده اند و حقوق شهروندی به اندازه کافی برای این قشر لحاظ نشده است، شاهد این مدعا آن است که در شرایط فعلی، عملکرد دستگاه ها به منظور تحقق حقوق نابینایان قابل قبول نیست و این واقعیت تلخی است.
با وجود تمهیداتی که برای احقاق حقوق معلولان انجام گرفته و لایحه قانونی که برای این مهم تهیه شده، این مسئله هنوز به صورت دغدغه ای برای جامعه در نیامده است.
بنابراین این قشر در مواجهه با انبوه مشکلات که تردد در شهر یکی از ابتدایی ترین آنهاست، گوشه نشینی و عزلت اختیار می کنند و بیش از پیش از حقوق اجتماعی خود محروم می شوند.
از طرف دیگر، جامعه ما نیز که باید در تقویت بنیانهای فرهنگیاش نمونه باشد، به واسطه غفلت، یک گروه مهم اجتماعی را ناخواسته طرد میکند. لذا در راستای توجه به آرمانهای یک جامعه سالم و اخلاقمدار باید بحث عدالت اجتماعی و حقوق شهروندی این افراد را جدی تلقی و برای جبران عقب ماندگی موجود، به بهبود شرایط زندگی روشن دلان، بیش از پیش کمک کنیم. آحاد جامعه ما باید خود را در قبال هم مسئول بدانند و این فرهنگ مسئولیت پذیری را ترویج کنند.
لذا توصیه می شود به منظور رفع موانع حضور نابینایان در جامعه قوانین موجود بازنگری و تلاش شود در روند اجرای برنامهها و طرحهای اجتماعی جایگاه روشن دلان و معلولان نیز تعریف شود.
همچنین پیشنهاد می شود لایحه ای به منظور بازنگری در حقوق معلولان به مجلس ارسال شود که در آن، نقطه نظرهای تشکل ها، سازمان ها و کارشناسان مدنظر قرار گرفته و نیازهای این قشر به خوبی احصا و چارهجویی شده باشد.
نکته قابل توجه دیگر آن است که آسیب شناسی جدی در حوزه حقوق معلولان انجام گیرد تا مشخص شود در کدام عرصه ها توفیقی حاصل نشده است. در واقع ریشه اکثر این ناکامی ها به دولت، مدیریت شهری، خانواده و اعطا نشدن تسهیلات مطلوب باز می گردد.
مسئولان و متولیان امر اغلب در شعارهای خود تاکید میکنند که «معلویت، محدودیت نیست» اما خود با اهمال در تحقق قانون و تامین نیازهای گروهی از شهروندان، باعث این محدودیت می شوند.
زمان آن رسیده که فراتر از شعارهای معمول و تاکیدات مرسوم گام برداریم و در بخش های قانون گذاری و اجرایی برای رفع این نیازها تلاش کنیم.
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.













