printlogo


احمد پوری، نویسنده و مترجم در گفت وگو با «خراسان رضوی»:
آن که دنبال مکنت است، مترجم نشود
راضیه آزادوار

«نان را از من بگیر ، اگر می خواهی ،
هوا را از من بگیر ، اما
خنده ات را نه ...»
این کلمات از پابلو نرودا، برای آن هایی که ادبیات، شعر و عاشقانه ها را دوست دارند بسیار آشناست اما این واژگان شیرین و پُراحساس را «احمد پوری» نویسنده و مترجم نامدار ایرانی به زبان فارسی برگردانده تا یکی از ماندگارترین
ترجمه های عاشقانه ایران با نام او در پیوند باشد.نزار قبانی، شل سیلوراستاین، فدریکو گارسیا لورکا، آنا آخماتووا، یانیس ریتسوس و... نیز از دیگر شاعرانی هستند که آثارشان به همت این مترجم روانه بازار نشر ایران شده است.«احمد پوری» کارش را نه با ترجمه بلکه با نوشتن داستان های کوتاه آغاز کرده است. خودش تعریف می کند که داستان هایش وقتی تنها 16سال داشته، از سر قلمش به سفیدی کاغذ تراوش می کنند و بعدها همان ها را در مجلات مطرحی همچون «فردوسی»، «نگین» و ... به چاپ می رساند.اما در ادامه کار ترجمه را پیش می گیرد و آثار برجسته ای در این حوزه عرضه می کند.به اذعان اهل فن و طرفداران آثارش، هیچ کلمه ناآشنا و غریبی در ترجمه هایش دیده نمی شود، زبانی روان و سلیس به کار می برد تا حتی آن گروه از مخاطبان گریزان از خواندن هم جذب این کلمات شوند.او جهان کلمات را بزرگ و شگرف می داند و آن که می نویسد یا ترجمه می کند را «هنرمند» خطاب می کند.با او که خود نیز اهل این هنر است، به گفت و گو نشستیم و از حرفه و علایقش سخن گفتیم:
عشق پدر، سرمشق پسر شد
صحبت را با «احمد پوری» از چگونگی ورودش به عالم ادبیات و ترجمه آغاز
 می کنیم که در شرح آن می گوید: پدرم کارمند اداره دارایی بود اما علاقه اش به ادبیات وصف ناشدنی بود، ما را هم تشویق می کرد تا کتاب بخوانیم. این اصرارش تا جایی پیش رفت که حتی به کتاب فروشی سر کوچه مان سپرده بود اجازه دهد هر وقت دوست داشتیم کتابی از آن جا برداریم و او بعد با کتاب فروش هزینه اش را محاسبه کند.وی ادامه می دهد: در دوران نوجوانی کتاب های نویسندگانی همچون حسینقلی مستعان، امیر عشیری و ... را مطالعه می کردم و نویسندگی را به طور رسمی از 16 سالگی آغاز کردم و در 17 سالگی نیز داستان هایم را در مجله «فردوسی» و «نگین» به چاپ رساندم.
ترجمه هم فن است و هم هنر
وی ترجمه را هم فن می داند و هم هنر و توضیح می دهد: ترجمه اگر مربوط به اسناد و مدارک، ریاضیات و متون غیرتخیلی باشد، فن محسوب می شود اما اگر به سمت رمان و شعر حرکت کند، علاوه بر فن، ذوق و هنر نیز به شمار می آید و به نوعی آمیزه ای از این دو خواهد بود، پس این هنر از یک سو آموختنی و از سوی دیگر ذاتی است.پوری که این روزها مشغول ترجمه مجموعه شعرهای یک شاعر لهستانی است، در خصوص آخرین پروژه اش می گوید: در شرایط فعلی در حال ترجمه مجموعه شعرهای ویسلاوا(ویسواوا) شیمبورسکا شاعر و مترجم لهستانی هستم. البته به زودی قصد دارم رمان چهارم را نیز به رشته تحریر در آورم.
آن که دنبال مکنت است، وارد حرفه مترجمی نشود
این مترجم برجسته پرداختن به ترجمه را صرفا عشق و علاقه می داند و در این باره اظهار می کند: پرداختن به هنر و فرهنگ عشق و علاقه می طلبد، بنابراین اگر کسی به فکر آفریدن هنر راستین باشد، باید تمام ذهنش را از درآمد پاک کند و منتظر نباشد که از این طریق صاحب مکنت و مالی شود، زیرا مطلقا در این حرفه پول و درآمدی نیست.وی اضافه می کند: بنده تاکنون 40 کتاب را ترجمه و تالیف کرده ام که بعضی از کتاب ها همچون آثار پابلو نرودا به چاپ های بالا مثلا چاپ سی و هفتم رسیده است با این حال مجبورم برای گذران زندگی شغل دیگری نیز داشته باشم. بنابراین در کنار ترجمه و نویسندگی به تدریس رمان نویسی، ترجمه و زبان نیز مبادرت کرده ام.پوری که به ترجمه اشعار شاعران بزرگ دنیا علاقه بیشتری دارد، می گوید: به رغم آن که بیشتر به ترجمه اشعار رغبت دارم اما در برخی مواقع به سمت ترجمه نثر نیز حرکت کرده ام. در واقع زمانی که از خواندن کتابی به زبان مثلا انگلیسی لذت می برم، دوست دارم این حس خوب را با هموطنانم به اشتراک بگذارم، از این رو دست به ترجمه می زنم.
بلبشوی شبکه های اجتماعی و چالش های صنعت ترجمه کشور
این مترجم و نویسنده نامدار کشورمان، صنعت ترجمه در کشور را با نقاط قوت و ضعف بسیاری همراه می داند و معتقد است:  نقاط ضعف این حوزه، به بلبشویی که شبکه های اجتماعی ایجاد کرده اند باز می گردد. عده ای با چند سطر زبان دانستن، دست به ترجمه می زنند که این مسئله باعث می شود ترجمه نظم خودش را از دست بدهد.وی ادامه می دهد: در گذشته اگر اثری ترجمه می شد، نه آن که لزوما ترجمه عالی باشد ،  با این حال از فیلترهای مختلفی پیش از چاپ عبور می کرد و هر کسی قادر نبود با اندک دانش زبانی، دست به ترجمه بزند اما در شرایط فعلی ترجمه های زیادی در شبکه های اجتماعی منتشر می شوند که اصول فنی در آن ها رعایت نشده است. البته به رغم آن که ترجمه های ضعیف بسیار زیاد شده اما از نظر کیفی هنوز هم آثار خوب روانه بازار می شود و مخاطبان باید روی کیفیت آثار حساس باشند.از پوری می پرسیم از میان آثاری که ترجمه کرده، کدام را بیش از بقیه دوست دارد و می پسندد، تاملی می کند و جواب می دهد: بنده اشعار عاشقانه ناظم حکمت، پابلو نرودا، آناآندری یونا آخماتووا و نزار قبانی را که نشر چشمه منتشر کرده، بیشتر از بقیه آثارم دوست دارم.
«نجف دریابندری»؛ استاد همه مترجمان
او مترجم زبردست عصر ما را «نجف دریابندری» می داند و در این باره می گوید: نجف دریابندری اصالتا بوشهری است و بنده بیشتر ترجمه های ایشان را خوانده و بسیار از آن ها لذت برده ام. ایشان استاد همه ما مترجمان هستند.وی رمز موفقیت آثارش را این گونه بیان می کند: ترجمه سلیس و روان در پی خواندن زیاد و در کنار آن ذوق بسیار رقم می خورد نه الزاما پیروی کردن از شیوه و اصول خاصی البته ذخیره ناخودآگاه مترجم نیز در این زمینه بی تاثیر نخواهد بود.
ترجمه به رشد و شکوفایی ادبیات ما کمک می کند
این مترجم برجسته ضمن انتقاد از سخنان برخی که معتقدند ترجمه متون خارجی، رشد و شکوفایی ادبیات و تالیفات داخلی را تحت الشعاع قرار می دهد، می افزاید: ترجمه ما را با تجربیات دنیا آشنا می کند که این مهم قطعا پیشرفت نویسندگان بسیار و رشد و شکوفایی ادبیات را در پی خواهد داشت، بنابراین اگر درهای ترجمه به روی کشور ما باز نمی شد، ما از داشتن نویسندگان توانمند بسیاری محروم می شدیم، چرا که یک ترجمه خوب قطعا به خلق نویسندگان خوب منجر می شود.وی ادامه می دهد: قرار نیست همه زبان خارجی یاد بگیرند تا بتوانند کتاب ملیت های دیگر را بخوانند. از سویی، نویسندگان داخلی می توانند از تجربه مولفان کشورهای دیگر استفاده کنند و از نقاط قوت آنان در زمینه رشد و شکوفایی هر چه بهتر خود استفاده کنند.این مترجم برجسته به مثابه هم صنفانش دغدغه «نخواندن» جوانان را دارد و می گوید: علت تمایل نداشتن جوانان به مطالعه موضوعی جهانی است، یک بخش از این مسئله به تسلط اینترنت و شبکه های اجتماعی بر جامعه باز می گردد. در گذشته کتاب عرصه ادبیات را در می نوردید اما کم کم کتاب کاغذی عقب نشست و جایش را به رایانه و شبکه های اجتماعی داد. با این حال نباید از یاد برد که مجلات و روزنامه ها و داستان های بسیاری در شبکه های اجتماعی برای مطالعه وجود دارد و این مسئله شاید نگران کننده نباشد، چرا که شکل مطالعه از کلاسیک به مدرن تغییر یافته است. اما رسالت ما باید هدایت جوان ها به سمت انتخاب آثار کیفی باشد.
شوق علاقه مندان به نویسندگی در مشهد وصف ناشدنی است
وی به علاقه مندانی که قصد ورود به حوزه ترجمه را دارند، چنین پیشنهاد می کند: همان گونه که برای ورود به هر کاری باید از صفر شروع و با تمرین و ممارست در کارتان پیشرفت کنید ، ورود به عرصه ترجمه نیز از این قاعده مستثنا نیست. علاقه مندان به این حوزه نخست باید زبانی را که می خواهند با آن ترجمه کنند، دقیق فرا گیرند و سعی کنند معلومات شان در آن زبان قدری باشد که متن را درک کنند.پوری اضافه می کند: دوم آن که تلاش کنند با جسارت تمام در مسیر پیش روند و قبل از وسوسه چاپ، بخش هایی از اثر را در شبکه های اجتماعی منتشر و در صورت مشاهده بازخورد و  تایید دیگران به چاپ اثرشان اقدام کنند.این مترجم برجسته فضای کلان شهر مشهد را برای ترویج نویسندگی و ترجمه مثبت ارزیابی می کند و می گوید: بنده چند روزی در شهر مشهد کارگاه آموزش نویسندگی برگزار کردم که استقبال بی نظیری از این کلاس ها شد، چنان که از شهرهای اطراف نیز برای این کلاس ها آمده بودند.پوری اضافه می کند: در سفرهای اخیرم به مشهد، از ذوق و شوق علاقه مندان به نویسندگی در این شهر به وجد آمدم و از وصف علایق و توانمندی ادب دوستان این شهرعاجزم.پوری تصریح می کند: اگر آحاد جامعه به سوی مطالعه قدم بردارند و از آثار خوب استقبال کنند، قطعا مترجمان و نویسندگان با رغبت بیشتری به این مسیر ادامه خواهند داد. هر چند که به مسئولان فرهنگی زیاد امید ندارم اما به هر حال باید امکاناتی را در اختیار ناشران قرار دهند، به طور مثال باید دسترسی به کاغذ را سهل تر کنندیا اگر کتابی به چاپ رسید، خودشان آن را برای کتابخانه ها تهیه کنند که این موضوع قطعا به رونق ادبیات و ترجمه کمک خواهد کرد.