گفت وگو با صاحب نخستین مدال جهانی کشتی خراسان از دغدغهها و خاطرات دیروز و امروزش
از روستایی کوچک اطراف درگز پا به میدان مبارزه می گذارد و با تلاش خود برگی تازه از تاریخ ورزش قهرمانی این آب و خاک را در سطح جهانی رقم می زند. در روزگار کم رونقی ورزش، در وزن خود میداندار میادین ملی و بین المللی است و برای همه رقبا به قول گزارشگر همشهری مان هادی عامل: حریفِ چغرِ بد بدن. به رسم همه گوش شکستهها و استخوانخرد کردههای میادین بزرگ ورزشی، نام های بسیاری را از دوست و هم دوره ای و رقیب مبارزه ای به خاطر دارد که مرتبا از آن ها یاد می کند. پهلوانان تختی، نامجو، وفادار، گلمکانی، قلیچ خانی، موحد و... بزرگمردانی که چون خودش، امروز در زمره اسطوره های تاریخ ساز ورزش کشتی جای دارند و مایه مباهات نسل های بعد از خود هستند. در کنار تجربیات بزرگ و کسب عناوین ارزشمند برای کشتی خراسان، گلایه هایی هم دارد و معتقد است: تا وقتی یک پیش کسوت زنده است، کارهایی مثل میدان به نام زدن پسندیده است، بعد از آن به درد نمی خورد. به سراغ یکی از نامآوران کشتی کشور و دارنده اولین مدال کشتی جهانی خراسان، حمید توکلی معروف به «پهلوان توکل» رفتهایم تا از خاطرات و دغدغههای دیروز و امروزش بیشتر گفتوگو کنیم:
عشقی که شب و روز نمی شناخت
پهلوان توکل تعریف می کند: در روزگاری که ورزش چندان رونقی نداشت و به تازگی فوتبال و والیبال جای پایی در میان مردم و علاقه مندان به ورزش باز کرده بود، به ورزش های باستانی و زورخانهای علاقه داشتم و از 14 سالگی برای دیدن ورزشکاران به زورخانه می رفتم. همین طور از همان ایام نوجوانی به کشتی باچوخه خراسانی میل وافری نشان می دادم و روزهای اول فروردین همزمان با برگزاری رقابت های پرآب و تاب کشتی باچوخه، خود را به میادین کشتی می رساندم تا هر چه بیشتر از فنون پهلوانان این رشته بیاموزم.
این میدان دیدن و پیگیری روش بزرگان را در کنار تلاش و ممارست خود در زمین کشتی، رمز موفقیتش معرفی می کند و می گوید: ، دیگر در 16 سالگی، با کنار رفتن نسلی از پهلوانان صاحب عنوان و حضور جوانترهای با انگیزه و استعداد، رقیبی در میدان نداشتم.
وی آن ایام را بیشتر برایمان توصیف می کند: در ایامی که تازه هالتر به عنوان یکی از لوازم ورزشی وارد سالن های تمرین کشتی شد و من خودم را در میدان کشتی پیدا کردم، شروع به ساختن بدن خودم کردم. از هر فرصتی برای رقابت بهره می بردم؛ چه در زورخانه و چه سالن کشتی، اِبایی از مسابقه دادن با کشتی گیران باچوخه باسابقه تر و سنگینوزن تر از خودم نداشتم.
کمی از سختی های اولین روزهای راه انداختن کشتی در محیط دبیرستان تعریف می کند: با کمک دبیر ورزش و تعدادی از بچه های مدرسه، جمع شدیم و در گوشهای از فضای دبیرستان، تشکی بدون استاندارد را با برِزنت برای تمرین های کشتی مان جمع و جور کردیم. من با سرو سامان دادن به این حرکت و عضوگیری در میان علاقه مندان به این رشته، شروع به فعالیت کردم.
روزهای اوج توکل
با اتمام دبیرستان و عزیمت به شهر مشهد، به دانش سرای مقدماتی تربیت بدنی وارد شد. این عشق به تلاش و فراگیری در توکلِ جوان شب و روز نمی شناخت. بعد از یک روز حضور در دانش سرا، شب ها هم به باشگاه خیام، تنها سالن کشتی شهر در آن دوران می رفت تا از پهلوانان نامی این رشته مثل وفادار، گلمکانی و دیگران که به آن سالن آمد و شد داشتند، فن یا درسی یاد بگیرد.در همان روزهای تحصیل خود و تدریس کشتی به دانشآموزان، همزمان میداندار رقابت های آموزشگاه ها، باشگاه ها و انتخابی ها بود. زیر نظر استاد حاج کریم محمدیان، ظرایف و رموز و فنون روز کشتی را فرا می گرفت، طوری که از سال 31 به عنوان یک پای ثابت تیم انتخابی کشتی خراسان در وزن 62 کیلوگرم در همه رقابت های قهرمانی کشوری در تهران و دیگر شهرستان ها شرکت می کرد.
او از رقبا و مبارزات خود بیشتر توضیح می دهد: حریف های سختی از تهران به نام محمدرضا قلیچ خانی، عبدا... موحد و محمد خادم داشتم که برخی یا عمر قهرمانی شان تمام شده و کناره گرفت بودند یا از پسِ من برنیامدند و در اوزان بالاتر ادامه مسیر دادند.
در مسابقات و تورنمنت های بزرگ فراوانی همچون بلغارستان، اتحاد جماهیر شوروی سابق یا جام جهانی استانبول ترکیه در سال 1336 مصاف داشته و به کسب تجربه می پردازد. تا این که در مسابقات یوکوهامای ژاپن به سال 1341، با کسب عنوان سومی وزن خود، نقطه عطف عمر ورزشی او و تاریخ ورزش خراسان رقم می خورد . بعد از آن افتخارات مکرر دیگری خلق می کند.
به یاد پهلوان نامدار ایرانی
پهلوان توکل به عنوان یکی از هم دورهای های ورزشی پهلوان غلامرضا تختی، خاطرات ریز و درشت بسیاری از این نامآور عرصه کشتی و اخلاق پهلوانی دارد که به گوشه ای از آن ها اشاره می کند و می گوید: در سفرهای خارجی با پهلوان تختی محشور بودیم. بسیار مردمی، موقر و در عین حال اجتماعی بود. خیلی هوای ما شهرستانی ها را که به تازگی در جمع قهرمانان حضور یافته و در رقابت های جهانی غریب بودیم، داشت و همیشه تشویق مان می کرد که باهم به میدان برویم و نرمش کنیم.
در ادامه به ذکر خاطره ای می پردازد و می گوید: در جریان مسابقات ترکیه؛ برای گردش اطراف شهر رفته بودیم. همراه جمعی از بروبچه های مشهدی کناری نشسته بودیم که آقا تختی خطاب به ما اشاره کرد و گفت:« مشتی ها بیاین و با ما باشید». به این بهانه خواست تا با جمع آن ها قاطی شویم و گرم بگیریم. اهل خودنمایی و خودبزرگ بینی نبود. افتادگی اش شما را شیفته خود می کرد.نقبی به گذشته های نه چندان دور قهرمانان کشور می زند و اشاره مختصری به تحمل دشواری های زندگی حرفه ای و هموار کردن مسیر نسل های بعد از خود دارد. وی بیان می کند: آن دوران برخلاف امروز، کسی به فکر خانواده و زندگی ورزشکاران حرفه ای نبود که بتوانیم با طیب خاطر حرکت رو به رشد داشته باشیم. من در کنار تمرین و ورزش کردن، تشکیل خانواده دادم و با حقوق معلمی گذران زندگی می کردم. تا سال ها با دوچرخه به باشگاه می رفتم ولی با همه این اوصاف، تحمل کردم و بعدها به عنوان مربی شاگردان خوبی از جمله محمود قشنگ و چنگیز عامل را تحویل تیم ملی کشتی و جامعه ورزشی کشور دادم.
حکایت نسلی که با احوال امروز ما تفاوت دارد
«فقط با عشق و علاقه و بدون هیچ چشمداشتی به میدان می رفتیم و توقع هیچ گونه پشتیبانی مالی و دریافت عنوان را نداشتیم، در حالی که امروز شاهد آن هستیم که قراردادهای چند میلیونی ماهانه و سالانه می بندند تا در مسابقات شرکت کنند، بنابراین با نسل ما خیلی تفاوت دارند. حتی از نظر تکنیکی هم نسل های جدید با پیش کسوت ها قابل قیاس نیستند. بعضی ورزشکاران دو دقیقه بیشتر نمی توانند کشتی بگیرند، آن هم یک رقابت بدون رعایت مسائل فنی و تکنیکی در حالی که در دوران ما 12 دقیقه کشتی نفس گیر را روی تشک می بردیم»؛ توکلی این حرف ها را مقدمه درددل هایش می کند.
وی در طول سال ها حضور حرفه ای در میادین ملی و بین المللی و رقابت با کشتی گیران بزرگ و قَدَر، آسیب های جسمی فراوانی دیده است که در ایام بازنشستگی از ورزش قهرمانی گریبان گیر وی شده اند. شرایطی که کاملا از اوضاع و احوال و سرفه های گاه و بیگاه او پیداست. این ورزشکار پیش کسوت در این خصوص توضیح می دهد: فشارهای وارد شده، کار خودش را کرده و اکنون موجب بروز عارضه دیسک کمر شده و از این بابت نیاز به عمل جراحی دارم اما فعلا تنها با فیزیوتراپی روی پا هستم.
رسیدگی به پیش کسوتان ورزشی در استان بسیار کم رنگ است
این قهرمان صاحب عنوان کشتی کشور درخصوص کیفیت رسیدگی و سرکشی متولیان ورزش استان هم می گوید: رسیدگی به پیش کسوتان ورزشی در استان بسیار کم رنگ است؛ تنها از طرف شهرداری یک پلاک افتخار به من تعلق گرفت و اطلاع دارم که به شماری از پهلوانان دیگر نیز تا زمانی که زنده بودند و نیاز به توجه و رسیدگی داشتند، نرسیدند.
وی ادامه می دهد: فقط بعد از فوت پهلوان احمد وفادار، صاحب سه دوره بازوبند پهلوانی کشور یک میدان را به نامش کردند. تا وقتی آدم زنده است، این قبیل حرکت ها پسندیده و دلگرم کننده است وگرنه بعد از درگذشت او، به چه کاری می آید؟