printlogo


بستان، جای حرامیان نیست

غلامرضا بنی اسدی
این « یاحسین»برای ما معنای پر شکوه « لبیک یا حسین»داشت. مایی که هنوز صدای«هل من ناصر ینصرنی» را از گودال«قتلگاه» می شنیدیم و برای خود ماموریتِ نوشتنِ نامِ خود در شماره 73 فهرست عاشوراییان، قائل بودیم. همان «یا حسین» ی را می گویم که به عنوان رمزِ عملیات «طریق القدس» در بی سیم ها پیچید و غیرتی مضاعف در رگ های رزمندگان جاری کرد. این «یا حسین»، به حدیث نبویِ «حب الوطن من الإیمان»  مفهومی دوباره داد . وطنی که جغرافیای ایمانِ مان هم بود. ایمانی که به ذرات خاکِ ما هم عطر کربلا بخشید. نه، کربلا را تا همه جغرافیای خاک توسعه داد تا هرجا دشمن برای میراندن حق، یزید وار اقدام کند ما سید الشهدا را جلودار خویش ببینیم و برخیزیم. نواده های یزید در لباس بعثیان صدامی، در منطقه بستان، پی‌احیای باطل و میراندن حق بودند. حضورشان، معنای دیگر جنایت و پلشتی و خیانت بود. باید پاک می کردیم خاک به فریاد آمده از پلیدی گام متجاوزان را . 
باید آزاد می کردیم پاره به اسارت رفته میهن را. باید نشان می دادیم که قومِ حسین نشان، هرگز پرچم عاشورا را زمین نمی گذارد. یعنی جان می‌دهد تا این پرچم خدا در اهتزاز بماند. جان هم دادیم و کم نبودند مردانی که در این عملیات، شکوه شهادت را به چشم ما کشیدند. آنان چراغ راه شدند تا شب نتواند سپاه ظلمت را در پناه خویش نجات دهد. 
نور افشاندند تا خفاشانِ بعثی را از زمین برداریم. این گونه بود که با انجام عملیات غرور انگیز و عاشورایی «طریق القدس» هم دشمن را شکستیم و هم خاکِ خویش را که به سان ناموس غیرتمندان بود، آزاد کردیم و هم نشان دادیم که یا حسین، هرجا بلند شود، به جان لبیک می‌گوییم و می شکنیم هرچه یزیدی است. عملیات آزادسازی بستان، آغازی شد بر آزاد سازی دیگر مناطق وطن از زیر گام های سربازانی که آمده بودند تا بمانند. آن روز«ضربه حیدری» زدیم تا بدانند اهل باطل که میهن خداباوران،هر وجبش، هزاران حرمت دارد و هرگز جای حرامیان نیست....