printlogo


روایتی از حوادث مشهد در روز «28مرداد 1332»
شهر در دست کودتاچی‌ها
غلامرضا آذری خاکستر

از شهریور 1320 تا کودتای 28 مرداد 1332، جامعه مشهد نقش فعالی در حوادث سیاسی- اجتماعی داشته است. مشهد در این ایام شاهد وقایع و اتفاقاتی بود که در اسناد، مطبوعات و خاطرات شهروندان نقش بسته است.
به عبارتی فعالیت احزاب و گروه های مختلف، انتشار روزنامه‌ها، ایجاد کانون‌ها و انجمن‌ها نشان از فضای آزاد و دسته بندی‌های سیاسی قبل از کودتای 28 مرداد دارد. مخالفت با دولت مصدق و کوشش های شاه و سازمان های اطلاعاتی همچون سیا و اینتلیجنت سرویس و... زمینه ساز کودتای 28 مرداد و سقوط دولت مصدق شد. شهرهای ایران در مرداد 1332 صحنه راهپیمایی مخالفان و موافقان دولت بود.
این مطلب روایتی ا‌ست از اتفاقاتی که در آن روزهای حساس تاریخ کشور و شهرمان رخ داد و در خاطر و برگ‌های تقویم ماندگار شد:
شهر از ترس غارت گران تعطیل شد
به استناد روایت‌های تاریخی، در روز کودتا علاوه بر تخریب، اموال مردم نیز به صورت گسترده غارت می‌شود. شهر مشهد در روز کودتا شاهد وقایع و اتفاقاتی بوده که دور از دید روزنامه ها نبوده است. مثلا روزنامه اطلس از جمله نشریاتی بود که مقارن کودتا در مشهد منتشر می شد و دفتر آن در کوچه ارگ قرار داشت. آن هم با صاحب امتیازی «حسنعلی ضرابی» و مدیر مسئولی «حمید شعاعی». این روزنامه اخبار و گزارش‌هایی را از کودتا ثبت و گزارش حوادث مشهد در این روز را با تیتر «روز چهارشنبه در مشهد چه گذشت؟» چنین منعکس کرده است: 
«چهارشنبه ساعت 16 که رادیو تهران خبر سقوط کابینه آقای دکتر مصدق را اعلام کرد، کلیه مردم با شور و  ولوله شروع به ابراز احساسات نمودند و سیل جمعیت به هر سو پرداخته با شعارهای زنده باد شاه... از هر طرف طنین انداز بود. در این موقع جمعیت زیادی که کسی قادر به جلوگیری آنان نبود به طرف دفتر حزب ایران رفته و تمام درب و پنجره آن را شکسته و اثاثیه از قبیل میز و صندلی را نیز تخریب کردند و سپس جمعیت به طرف کفاشی شیک که متعلق به اخلاقی سردسته حزب منحله توده می باشد رفته درب و پنجره آن را نیز شکسته و کفش دوخته و نادوز چرم و غیره هرچه بود را از بین بردند...».
طبق گزارش روزنامه «اطلس» ساختمان احزاب، روزنامه و سینما از دیگر اماکنی بودند که در روز کودتا اوباش به آن ها هجوم بردند. «در این موقع سیل جمعیت و احساسات مردم بیشتر می شد و یک عده به طرف ساختمان حزب پان ایرانیست، نیروی سوم، حزب زحمت کشان، کتاب فروشی برومند، دارالوکاله حمید موسویان، محل روزنامه آتش شرق، سینمای متروپل، شیرینی سازی شفق، سلمانی پرتو، حلبی سازی مقابل دارایی، مغازه خواجه تور ارمنی حمله ور شدند و کلیه اثاثیه و اشیای درب و پنجره را از بین بردند و یک عده دیگر به دکان موسی الرضا آشپز، منزل غزلباش و سلمانی پروانه که مالکان آن‌ها جزو افراد حزب منحله توده بودند حمله کرده و تمام اثاثیه آن ها را نیز از بین بردند. این افراد بعدا تصمیم گرفتند که به منزل آقای کامران که سرپرست و حامی افراد حزب منحله توده می باشد، حمله برده و مقداری از اثاثیه او را شکسته و مقداری را هم به غارت بردند که در نتیجه جدیت کلانتری بخش2 ؛ اثاثیه مزبور از قبیل قالی، قالیچه، سماور، گلدان نقره، پرده های مخمل که عده ای از ماجراجویان با خود می بردند، با خود آن ها دستگیر و با پرونده به دایره آگاهی فرستاده شد. سپس مترصدین به طرف منزل حمید موسویان به راه افتادند در این موقع رئیس کلانتری بخش 2 از جریان اطلاع پیدا می کند و تعداد 16 نفر پاسبان و سرباز به منزل نامبرده فرستاده و از اقدامات متجاوزین جلوگیری کردند و حتی دیناری هم به منزل مزبور خسارت وارد نشد. دکان رزازی بازار، جنب داروخانه شمس نیز مورد حمله قرار گرفت و یک لنگه درب آن شکسته شد ولی در اثر دخالت مامورین به دکان مزبور صدمه ای وارد نیامد. مردم تماما دکاکین خود را بسته و دست از کسب و کار کشیدند. تمام خیابان های مشهد را خاموشی فرا گرفته و حتی نانوایی ها دست از کار خودکشیده بودند که بیشتر مردم نان به دست نیاوردند. احساسات و هیجانات مردم شدت پیدا می کرد چون ممکن بود عده ای اخلال گر و ماجراجو از موقعیت سوء استفاده کرده و دکان های مردم را شبانه سرقت کنند. از ساعت 10 بعدازظهر حکومت نظامی در شهر اعلام و مامورین شهربانی و لشکر با مراقبت کامل به اوضاع مسلط شده و تا صبح هیچ گونه اتفاق رخ نداد. [1]»
شعارهای زننده علیه مصدق و تخریب مغازه‌هایی که سرود پخش نمی کردند
اما مولف کتاب دو جلدی «مشهد در تاریخ معاصر» در اشاره به اتفاقات این ایام، گوشه‌چشمی هم دارد به شعارهای زننده ای که مخالفان مصدق در خیابان ها فریاد می زدند و در این باره می‌نویسد: «در مشهد عده ای در حالی که شعارهای زننده ای علیه مصدق سر می دادند دست به غارت چند مغازه و سینما و کتاب فروشی زدند.[2] آن ها نزدیک ظهر موفق شده بودند که دسته های ده پانزده نفری را تجهیز کنند و به ارگ، خیابان پهلوی و خسروی و خاکی بفرستند. این دسته های کوچک کم‌کم تعدادشان زیاد می شود و با شعارهای خود همه جای میدان را از دست طرف مقابل می گرفتند. پلیس و ژاندارم و نیروی نظامی نیز جانی گرفته و جرئت می کردند عرض اندام کنند. در مشهد کفاشی شیک با خاک یکسان شده و هر لنگ کفشی در دست یک بی سر و پاست. [3] و سینما متروپل طوری ویران شده که مانند خرابه های زلزله زده دیده می شد.» وقایع و اتفاقات روز کودتا دور از دید «جلال الدین فارسی» نویسنده و سیاستمدار سابق نبوده و در مشاهداتش از وجود تانک در خیابان ها یاد کرده است: «در مشهد دو تانک سبک با جمعی از اوباش و درجه داران، خیابان های شهر را در نوردیدند. عده ای از آن ها به اشاره گردانندگان کودتا، دست به غارت چند مغازه و سینماهایی زدند که در دو شب گذشته، از اجرای سرود شاهنشاهی خودداری کرده بودند... غارت گران، کتاب های قیمتی و صندلی های سینما را در خیابان می فروختند تا بتوانند دوباره چیزی بربایند. مردم عادی حیران، ولی نه چندان متاثر و متاسف در پیاده رو قدم می زدند.[4] »
جمعیت 200 نفری کودتاگران
یکی از شاهدان وقایع کودتای 28 مرداد در مشهد که از نزدیک کودتاگران و شعارهای آنان را دیده و شنیده است در توصیف اتفاقات آن ایام نوشته است: «روز 28 مرداد ناگهان سر و صداهای ناهنجار لجارگانی به گوشمان رسید که به دستور سرهیئت هایی که خود جرئت ورود به معرکه نداشتند از پایین خیابان به طرف بالاخیابان می آمدند تا رفتگران هم از ساختمان شهرداری به آنان بپیوندند. جمعیت کودتاگران در مشهد به 200نفر هم نمی رسید آن هم از آدم هایی که وصله ناجور بودند... چند گروهبان و استوار شیره ای و قهوه خانه نشین رکن دو با لباس شخصی و چند ده بچه لات... از همه جا بی خبر و عقب افتاده...[5] اولین شخصی که در مشهد به طرفداری از شـاه و عـلیه دولـت مـصـدق ، وارد عمل شد حاج حسن اردکانی بود. او دارودسته ای بیش از ٥٠٠ نفر داشـت و به همـراه آن‌ ها شروع به تخریب و غارت گری کرد. آن ها در مدت کوتاهی به محل های مـدنظر مـثـل اسـتانداری رفـتند و میزهـا و مبـل هـا را شکسـتند و یکـی دو عکسـی را کـه از مصـدق‌ در‌ استانداری باقی مـانده بـود پاره پاره کردند و حتی در باغ بزرگ اسـتانداری میـوه ای بـر سـر درختان باقی نگذاشتند.[6] »
حکومت نظامی
سرانجام مشهد یک روز پرالتهاب را سپری کرد و شب فرا رسید. «سرهنگ نورزاد فرماندار نظامی مشهد در عصر چهارشنبه 28 مرداد طبق اعلامیه ای حکومت نظامی برقرار کرد. چون حفظ نظم و آرامش را مورد علاقه عامه مردم و به صلاح کشور و محل تشخیص داده اند، بدین وسیله از ساعت 9 بعدازظهر روز چهارشنبه 28 مرداد 1332 حکومت نظامی اعلام و از ساعت 10 تا 4صبح عبور و مرور ممنوع بود. تاکید شده بود که متخلفین برابر مقررات مربوط تعقیب خواهند شد...[7]»
منابع
[1]. روزنامه اطلس. شماره 57. جمعه 30 مرداد 1332، ص4
 [2] .تاریخ معاصر مشهد: پژوهشی پیرامون تاریخ تحولات سیاسی ـ اجتماعی مشهد از انقلاب مشروطیت تا انقلاب اسلامی. یوسف متولی حقیقی. مشهد: شورای اسلامی شهر مشهد، مرکز پژوهش‌ها، ‎۱۳۹۲. ج2. ص168
[3]. از باغ قصر تا قصر آرزوها: خاطرات سیاسی یک عضو سابق حزب توده و صاحب امتیاز روزنامه هیرمند خراسان. عبدالمجید مجید فیاض. ج1. تهران: کویر. ‎۱۳۸۹، ص428
[4]. زوایای تاریک. جلال‌الدین فارسی. تهران: حدیث. ‎۱۳۷۳، ص15
[5] . از "انجمن پیروان قرآن" تا "انجمن حجتیه": گفت وگو با حیدر رحیم‌پور (ازغدی) سیر تحول انجمن‌های دینی از شهریور ‎۱۳۲۰ تاکنون. تهران: طرح فردا، ‎۱۳۸۸. ص46
[6]. تاریخ شفاهی کانون نشر حقایق اسلامی. پروین منصوری. تهران : مرکز اسناد انقلاب اسلامی. 1384 ، ص174.
[7]. روزنامه اطلس. پنج شنبه 29 مرداد1332، ص4