printlogo


گفت و گو با محمدرضا سرشار نویسنده و گوینده خاطره ساز «قصه ظهرجمعه»
رمز و راز قصه های کودکانه
نسیم سهیلی

دهه شصتی‌ها او را با «قصه ظهر جمعه» به یاد دارند و هر بار تب نوستالژی‌شان بالا می‌زند یادی هم می‌کنند از صدای گرم و قصه‌های شیرین او.
محمدرضا سرشار که خیلی ها او را با نام مستعار رضا رهگذر می شناسند نویسنده ای تواناست که در زمینه ادبیات کودک فعالیت می کند. نویسندگی، قصه گویی، نقد ادبی، ترجمه و بازنویسی متون تاریخی از جمله فعالیت هایی است که او در این سال‌ها در کارنامه کاری‌اش گنجانده است.
او هنوز یکی از طرفداران پر و پا قرص قصه و قصه‌گویی و تاثیر تربیتی و روانی آن بر کودکان است. او به گلایه از بی‌توجهی‌هایی می‌پردازد که به این عرصه صورت می‌گیرد و غفلت از فرصت‌ها را مجاز نمی‌داند. سرشار چندی پیش سفر کوتاهی به مشهد داشت که در حاشیه آن مجال یک گفت و گوی کوتاه دست داد. گپی که بیشتر حول علاقه اصلی او یعنی ادبیات و نویسندگی بود.
میل به شنیدن به جای خواندن
این نویسنده توانمند، در ابتدای صحبتمان از دلایل اشتیاق و تاثیرپذیری کودکان از داستان‌ها، چنین می‌گوید:  در مقاطعی که کودکان توانایی خواندن ندارند، واجب است داستان برای آن ها گفته، یا خوانده شود، البته بسیاری از بچه ها بعد از این که به مدرسه می روند با این که باسواد می شوند و خودشان می توانند کتاب بخوانند، اما  باز هم ترجیح می دهند داستان ها برایشان بازگو شود.
وی از یک عادت هم، سخن به میان می‌آورد و توضیح می‌دهد: از طرف دیگر بسیاری از کودکان و نوجوانان به مطالعه عادت نکرده اند، آن ها حاضرند بشنوند، اما حاضر نیستند بخوانند. به این دلیل داستان گویی و داستان خوانی در سنین کودکی و نوجوانی در همه دنیا توصیه می شود.
سرشار به برکاتی اشاره می‌کند که قصه‌گویی والدین برای کودکانشان دارد و می‌گوید: از طرفی داستان گویی بین کودک و والدین رابطه صمیمانه به وجود می آورد؛ یعنی هم کودک درمی یابد که به او بها داده شده و هم والدین از برخی پرسش های فرزندانشان آگاه می شوند و مطمئنا در پاسخ گویی به آن ها تلاش خواهند کرد. همچنین، ممکن است کودک از داستان ها خوشش بیاید و کتاب آن را بخرد چون بچه های زیر هفت سال تمایل دارند یک داستان را بارها و بارها بشنوند یا بخوانند که این اتفاق خود گرایش به مطالعه را به وجود می آورد.
وی این برکات را همه از هنر قصه‌گویی می‌داند و تاکید می‌کند که والدین باید به این ظرفیت مجهز شوند.
تقویت نگاه به ادبیات کودک، پس از پیروزی انقلاب
از سرشار درباره کمیت داستان های کودک و نوجوان می پرسیم که او در این باره می گوید: پس از انقلاب اسلامی ما از نظر کمی و کیفی در ادبیات کودکان و نوجوانان پیشرفت کردیم. توجه به مسائل خاص کودکان و نوجوانان ایرانی در این زمینه برای ما معیار اصلی بوده است. وی ادامه می‌دهد: در 10 سال منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی، 26 درصد کتاب های این رده سنی تألیف و 74 درصد ترجمه بود اما در 10 سال اول پس از پیروزی انقلاب، این آمار معکوس شد یعنی 24 درصد ترجمه و 76درصد تالیف داشتیم.وی بر اهمیت توسعه و ارتقای ظرفیت‌های ادبیات کودک در کشورمان به تناسب نیاز نسل‌های جدید تاکید می‌کند.
داستان هایی که دغدغه کودکان نبود
سرشار نقبی می‌زند به کیفیت داستان‌های کودک و نوجوان، آن هم در مختصات زمانی قبل و بعد انقلاب و بیان می کند: داستان های کودکان در آن زمان بیشتر رمزی یا استعاره ای بود در زیر پوست آن، مضامین عمدتا سیاسی داشت و محورش مسائل کودک و نوجوان نبود؛ یعنی آدم بزرگ ها برای گریز از سانسور رژیم، حرف های سیاسی خود را در قالب داستان های به ظاهر کودکانه بیان می کردند.
وی ادامه می‌دهد: از سویی این داستان ها نه جذابیت داشتند و نه کودک رمز و راز آن را متوجه می شد؛ چون تناسب سنی دغدغه نویسندگان این جنس آثار نبود اما بعد از انقلاب داستان ها به سوی نیاز خود بچه ها سوق پیدا کرد یعنی ما چهره کودک ایرانی را در آن می دیدیم. از سوی دیگر، داستان های تالیفی بیشتر بازنویسی افسانه های کهن بودند که واقعیت گرایی کمی داشتند، همچنین زندگی کودک آن روز در آن بازتابی نداشت.
وی خاطر نشان می‌کند: امروزه درصد داستان های واقعیت‌گرا افزایش یافته، توجه به برخی مسائل عقیدتی و دینی پررنگ تر شده و پاسخ گویی به پرسش های کودکان در زمینه های فلسفی، عرفانی، دینی، علمی و... نیز بیشتر شده است. همه این‌ها اتفاقات مثبتی است که ما را به تربیت نسلی هوشمند‌تر و آگاه‌تر هدایت می‌کند.
بیم و امیدهای اهالی قلم
سرشار مسئولیت ریاست انجمن قلم ایران را هم بر عهده دارد. فارغ از جایگاه نویسندگی و با توجه به مسئولیتی که بر عهده دارد، از او درباره حمایت های دولتی از این انجمن می پرسیم. در پاسخ بیان می‌کند: ما انجمن قلم ایران را از سال 1378 تاسیس کردیم و این تشکل همچنان پا برجاست، 200 نفر عضو دارد و فعالیت های ما در این انجمن چشمگیر بوده است. به طور کلی دولت ها موظفند از تشکل های رسمی هنری حمایت  کنند، ما در طول این سال ها در هر دولت و با هر خط مشی سیاسی، جایزه «قلم زرین» را داشتیم که از حمایت ارشاد برخوردار بود. البته حمایت ها از این رقابت کم شده و عملا به حداقل رسیده است که امیدواریم این وضعیت بهبود یابد.وی بیان می‌کند: در خصوص تبدیل تشکل فرهنگی به صنف در دولت یازدهم نیز، گروهی که ما خیلی هم  آن ها را  نمی شناختیم، یک تشکل صنفی ایجاد کردند و اما بعد از یک هفته موج آن خوابید و بالاخره متوجه نشدیم تکلیفش چه شد؟! این تشکل ها برای ایجاد صنف باید درخواست خود را به صورت مصوبه ای از سوی مجلس یا شورای انقلاب فرهنگی یا وزارت کار پیگیری کنند و به همین دلیل نتوانسته اند خروجی موثری داشته باشند. فعالیت و تاثیری از آن ها در زندگی اهل قلم ندیدم.
وی خاطر نشان می‌کند: حتی ما مکان و دفتر و فعالیت آن ها را نمی شناسیم، حالا این اقدام آن ها چه تاثیری در زندگی اهل  قلم داشت نمی دانم، اگر کسی چیزی دیده به ما هم بگوید.