printlogo


سوگل طهماسبی در گفت وگو با خراسان رضوی:
هربار می‌گویند مشهد با ذوق و شوق چمدان می‌بندم
الهام برمکی

یکی از آن بازیگران جوان و خوش‌آتیه‌ است که هنر خیلی زود و از 8سالگی با زندگی او پیوند می‌خورد. «سوگل طهماسبی» از صحنه تئاتری در اهواز، بازیگری را آغاز می‌کند و خیلی زود  صحنه‌های بزرگ‌تر و خطیرتر را تجربه می‌کند.
خودش جایی از استعدادی که در نوجوانی شناخته شد، چنین گفته است:« 14 ساله بودم که برنده عنوان بهترین بازیگر یک جشنواره استانی تئاتر شدم. در این جشنواره آقای کیانوش عیاری داور بود. او به مادرم گفت که سوگل استعداد خوبی برای بازیگری دارد، اگر خواستید به تهران بیایید، به من خبر دهید. من در حال ساخت یک سریال به نام روزگار قریب هستم و می توانم در آن نقش کوچکی به او بدهم...» همین اتفاق تلنگری می‌شود برای مهاجرت او به تهران. راهی دشوار که به عشق هنر، آن را به جان می‌خرد.او بعد از آن در آثار زیادی همچون سریال «یوسف پیامبر(ص)»، «کیمیا» و... به ایفای نقش پرداخت. طهماسبی هفته گذشته برای ساخت یک برنامه کوتاه به مناسبت روز دختر به مشهد سفری داشت که در حاشیه آن فرصتی نیز برای گفت وگو دست داد:
هربار می‌گویند مشهد با ذوق و شوق چمدان می‌بندم
طهماسبی همان ابتدای صحبتمان از اشتیاقش برای سفر به مشهد می‌گوید و در بیان دلیل آن توضیح می‌دهد: برای من توفیق زیارت حرم امام رضا(ع) در دوران کودکی فراهم نشده بود. حتی قبل از مشهد، کربلا رفتم. به هر حال میزبان این خانه باید بطلبد تا قسمت تو باشد که میهمانش شوی. در دوران نوجوانی هم هر بار خانواده عازم مشهد می‌شدند، برای من کاری پیش می‌آمد یا درگیر امتحان و درس بودم. اما نهایتا قسمت شد یک سال بعد تشرف به کربلا، برای نخستین بار به مشهد بیایم.او حالا اگرچه عمده سفرهایش کاری است اما مشتاقانه چمدان می‌بندد چون همین فرصت کوچک را هم یک بهانه خوب می‌بیند. خودش می‌گوید: هربار تماس می‌گیرند و می‌گویند که باید بابت فلان پروژه‌ به مشهد برویم، چنان سر ذوق می‌آیم که انگار همان سفر اولم به این دیار است. باور کنید حتی از جزئیات کار هم نمی‌پرسم چون کلمه مشهد برایم مقدس است و جایی برای حساب و کتاب‌های دیگر نمی‌گذارد.
 آرزو دارم دختران سرزمینم باورمند باشند
اما بهانه آخرین سفر طهماسبی؛ ساخت یک اثر دخترانه بوده که به مناسبت میلاد حضرت معصومه(س) و روز دختر، پنجشنبه گذشته پخش شده است. او درباره این کار می‌گوید: اثری بود به تهیه‌کنندگی آقای محمد سلوکی که در قالب سفر با قطار از قم تا مشهد انجام شد.وی حرف را می‌برد سمت دخترانی مثل خودش، آن‌هایی که پُر هستند از آرزو و امید و می گوید: آرزو دارم دختران سرزمینم باورمند باشند. اول خودشان را باور کنند و بعد هدفی را که به دنبال آن هستند. هدفمندی و باورمندی برای هر انسانی یک ضرورت است.وی به ضرورت الگو گرفتن زنان جوان امروز از نسل‌های پیشین خود اشاره می‌کند و می‌افزاید: گفته‌اند و شنیده‌ایم که دختران امروز، مادران فردا و مادر بزرگ های نسل های بعدی هستند. چقدر خوب است که ما از مادران و مادر بزرگ هایمان نکاتی را یاد بگیریم. آن‌ها با مشکلات فراوان و در شرایط گاه دشوار، فرزندان و نسل‌های خوبی مثل ما را تربیت کرده‌اند. این راه دشوار را آمدند تا ما هم بتوانیم در آسایش بیشتری، برای ایران نسل های خوب دیگری را تربیت کنیم.
صفحه مجازی هر فردی، گواه روحیات اوست
او در شبکه های مجازی نیز حضور دارد و صفحه اینستاگرامش یکی از صفحه های پُر مخاطب است، در پست‌هایش نوعی لطافت را به نمایش می‌گذارد که خودش آن را رنگی از دخترانگی می‌داند.او حاشیه‌های فضای مجازی برای چهره‌ها را تقبیح می‌کند و می‌افزاید: صفحه مجازی هر فردی روایتگر روحیات اوست. وقتی صفحه یک نفر را می‌بینید، می‌توانید حداقل با نیمی از روحیات آن فرد آشنا شوید. من علاقه فراوانی به شعر دارم، مدتی حتی خودم هم شعر می‌سرودم. البته چندین سال است که مجالی برای پیگیری آن اندک قریحه دست نمی‌دهد، در عوض برای جبرانش سعی کرده‌ام خلوتم را با شعر پُر کنم. گاهی اشعاری را که دوست دارم با مخاطبان مجازی‌ام نیز به اشتراک می‌گذارم. این کار، به نوعی انتقال یک حس خوب و یک انرژی مثبت است، چیزی که فضای مجازی ما به آن نیاز جدی دارد.
رسالت هنر، القای انرژی مثبت به جامعه است
طهماسبی گرافیک خوانده است تا کارنامه هنری‌اش را در شاخه دیگری نیز بسط دهد. خودش درباره این انتخاب می‌گوید:  رشته گرافیک در تناسب با روحیه‌ام بود و به همین دلیل، آن را انتخاب کردم. من فضاهای زنانه را دوست دارم و زنانگی در کارها و آثارم به چشم می آید. لطافت زنانه را می‌شود در هنر منعکس کرد. گاهی جلوی دوربین و زمانی هم با قلم بر کاغذ.این هنرمند جوان تاکید می‌کند: باور دارم که هنر رسالت والایی دارد. در این عرصه تا جایی که می‌توانیم باید از تولید تصاویری که ایجاد انرژی بد در افراد می‌کند، پرهیز کنیم. این حداقل چیزی است که من دوست ندارم در کارهایم داشته باشم.او تاکید می‌کند که دوست دارد حوزه‌های مختلف را در وادی هنر تجربه کند. چنان که از تئاتر شروع کرده و به هنر هفتم رسیده است؛«از همان دورانی که کار تئاتر را شروع کردم، آرزو داشتم تا مدیوم های دیگر بازیگری رانیز تجربه کنم. خوشحالم خانواده‌ام حامی من بودند تا در مسیر دلخواهم موفق شوم. »
در انتظار نتیجه یک داوری
این هنرمند از کارهایی که اکنون در دست انجام دارد، چنین می‌گوید: هم اکنون مشغول مطالعه فیلم نامه ای هستم که تا حدودی خوب پیش رفته است. علاوه بر آن برای یک کار تئاتر نیز با گروه مجری صحبت هایی کرده ام اما هنوز قراردادی برای هیچ کدام از دو اثر منعقد نشده است. پیش از این نیز در یک فیلم بازی داشتم که در بین 350 اثر جشنواره بین المللی شهر انتخاب شده و در مرحله داوری است و منتظریم ببینیم چه اتفاقی خواهد افتاد؟
حرف آخر طهماسبی آرزوی سربلندی و سلامتی برای مردم است. او امیدوار است حال جامعه روز به روز بهتر شود و شادکامی سهم مردمانش باشد.